تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 21:4 | نویسنده : میرکریم مجیدی
اریکا در سال 88 برند سال ایران شد، بالاتر از‌هاکوپیان و گراد. انتخاب‌کننده هم در وزرات بازرگانی بود. این انتخاب در همه‌ي رشته‌ها انجام شده بود و برند‌هایی چون تولی‌پرس، فرش شفقی تبریز، و چندین برند‌ معتبر دیگر هم حضور داشتند. سال 88 اولین سال این انتخاب بود و قرار است هر پنج سال یک بار هم برگزار ‌شود، بنابراین اریکا هم اکنون برند برتر عرصه‌ی پوشاک است.

در سال 89 محمدحسن سیدشجاع مدیر برتر در عرصه‌ی پوشاک شد و در همان جشنواره تندیس‌ این عنوان و تندیس جوان‌ترین مدیر کشور را از دست معاون رئیس جمهور دریافت کرد. در سال 90 اریکا در کنار گروه خودروسازی سایپا،‌ ایرانول، مس سرچشمه، عظیم‌زاده، پاکنوش و .. . . به عنوان یکی از ده شرکت برتر توسعه ملی انتخاب شد.

در همین سال، در مسابقه جهانی پوشاک که در دبی برگزار شد، ایتالیا اول شد، فرانسه دوم، اسپانیا سوم و برای اولین بار در تاریخ ایران، ایران چهارم شد و این بالاترین مقام ایران در عرصه پوشاک را،  این جوان مدیر با برندش اریکا به دست آورد. هم اکنون ترکیه‌از آنها دعوت کرده که در کنار برند‌های بزرگی چون بری‌بری، شنل و برند‌های بزرگ دیگر، حضور داشته باشند. اولین برند ایران در زمینه لباس هستند که‌ایزو 9002 گرفته‌اند و خط تولید‌شان کاملا ایزوله‌است.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 20:57 | نویسنده : میرکریم مجیدی
مهندس ظهیری
 
بگذارید گفت‌وگویمان را با یک نکته جالب در مورد شما آغاز کنم. شما در دانشگاه درس «قضا» خواندید اما در مورد «غذا» کار کردید. البته این دو فقط در تلفظ شبیه به هم هستند و بین آنها فاصله زیاد است.
 (خنده)... بله. از آن «قضا» به این «غذا» رسیدیم.
 
 قرار بود قضاوت کنید اما...
اما وارد آشپزخانه شدیم. نکته جالبی را گفتید که تا حالا کسی به آن اشاره نکرده بود.
 
ما هم می‌خواهیم در مورد «غذا» حرف بزنیم. جایی که شما مهرام را تاسیس کردید و با ابتکارات اجرای و شیوه‌های اصولی آن را به یک برنده معتبر تبدیل کردید. البته اجازه بدهید قبل از آن نکته‌ای دیگر را بررسی کنیم شما در زندگی‌تان مسیری را داشتید که باعث شد که شم مدیریتی‌تان را تمرین و آن را تقویت کنید.
اول اینکه پدرتان خیلی زود فوت کرد و شما مدیر خانواده شدید. بعدش هم اینکه در رشته حقوق درس خواندید و آشنا شدن شما به مسایل حقوقی هم توانایی‌تان در مدیریت را بالا برد.
فرصت‌هایی که بعدا برایتان به وجود آمد و یا خودتان آنها را به وجود آوردید هم همین‌طور. اولین بار کی متوجه شدید که شم مدیریتی دارید؟ آیا چنین رویایی را در سر داشتید؟



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 19:56 | نویسنده : میرکریم مجیدی
حالا ماهی بیست میلیون درآمد دارم
چهل و دو سال پیش وقتی من یازده سالم بود، سوختم. مادرم در حالی که بیشتر از هفده سال نداشت،سر زا رفت و من و برادرم بی‌مادر شدیم. پدرم بعد از مادرم با زنی ازدواج کرد که قبلا با مرد دیگری ازدواج کرده بود و چون بچه دار نميشد، جدا شده بود. این خانم گفت هم دختر دارم و هم پسر و با هم زندگی مي‌کنیم اما از آنجایی که خواست خدا چیز دیگری بود، این خانم در خانه پدرم سالی یک و در نهایت ده فرزند به دنیا آورد که یکی از برادران من شهید شد. وقتی نامادری‌ام این همه بچه آورد، من توی این بچه ها گم شدم.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 19:52 | نویسنده : میرکریم مجیدی

ندگینامه کارآفرینان موفق - جوانان کارآفرین ایرانی

نام و نام خانوادگی: آقاي بابائي

شركت: ملامين يزد گل

نام محصول: پارچ تصفيه آب وانواع محصولات ملامين

تحصيلات: ديپلم


پدرم يك فرد بسيار منضبط و اهل قلم و فرهنگ و در عين حال كاسب بود و ما شركت ساختماني داشتيم و همه خانواده درگير اين كار بوديم و مرا نيز از 6 سالگي درگير اين كار كرده بودند به طوري كه تمام تعطيلات تابستان را در شركت كار مي كردم و در همان سن 10-9 سالگي به اين نتيجه رسيدم كه بايد سعي كنم كه بهترين باشم، در سن 17 سالگي ديپلم گرفتم و در زمان سربازي در تهران كار ساختمان سازي مي كردم  و تا كنون نيز ادامه دادم و در كنار اين كار اولين كارخانه ظروف ملامين را در 20 سالگي در شهر خودم يزد تأسيس كردم كه آن هم در زمان خودش از سطح بالايي برخوردار بود.

خداوند به من قدرتي داده كه اصلا َبه شكست فكر نمي كنم و نمي دانم شكست چیست و هميشه خودم را فرد توانمند و سازنده اي مي دانم كه اگر الان هم هيچ چيزي نداشته باشم و بخواهم از صفر شروع كنم در هر محيطي كه باشم مي توانم.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 19:50 | نویسنده : میرکریم مجیدی
ن دو اختراع دارم؛ نخستين اختراعم مربوط به سيزده سال پيش يا كمي بيشتر است كه در سال 72 در زمينه شيمي در ايران به ثبت رسيد و اختراع دوم كه در سال 82 به ثبت رسيد، اما فقط ثبت اوليه و چون مالكيت معنوي در ايران چندان پشتوانه قدرتمندي ندارد، به استراليا رفته و آن را در آنجا به ثبت رساندم. در آنجا من يك سري مراحل قانوني را پشت سر گذاشتم تا مورد تأييد استراليا، نيوزيلند، انگليس و آمريكا قرار گرفت و بعد هم تأييد كردند كه اين تكنيك نهم آموزش زبان‌هاي زنده دنياست و با نام «بيتا متد» به ثبت رسيده كه هم‌اكنون وارد مراحل جهاني نيز شده است.

در اين راستا، ما نامه‌نگاري‌هاي زيادي در داخل كشور انجام داديم و از طريق آقاي خاتمي هم پيگيري شد، اما متأسفانه با رخدادهايي چون زلزله بم و مرگ مادرم همراه شد و پس از آن هم من به عنوان دانشجو در استراليا پذيرفته شدم كه باعث شد فاصله زيادي بين صحبت‌هاي آقاي خاتمي با دفتر نهاد رياست‌جمهوري و پيگيري كارهاي من بيفتد. تا اين‌كه در اواخر دوره آقاي خاتمي، باز هم به ايران برگشتم و از طريق ايميل، خواستار پيگيري موضوع شدم كه من را به وزارت علوم معرفي كردند و در بخش پژوهش وزارت علوم، به من تأييديه داده شد.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 19:48 | نویسنده : میرکریم مجیدی

گفت‌وگو با بابك بختياري كارآفرين برتر بخش خدمات
نام شركت: آيس‌پك ايرانيان
موضوع كسب‌وكار: تهيه بستني آيس‌پك و فرانشايز محصولات

در سال 1357 در تهران به دنيا آمدم. پدرم شغل آزاد دارد و مادرم خانه‌دار است. از دوران نوجواني علاقه زيادي به كسب درآمد فراوان داشتم به طوري كه دور از چشم خانواده رو‌به‌روي مدرسه محله بساط پهن مي‌كردم و كيك و نوشابه مي‌فروختم. مخالفت خانواده به آنجا رسيد كه يك روز هنگام كار، با ديدن خانواده، فرار را بر قرار ترجيح دادم. در سال 1375 دوران دبيرستان را در مدرسه موسي‌بن‌جعفر (ع) تهران به پايان رساندم. همان سال در رشته عمران وارد دانشگاه شدم، اما بعدها به دليل مشغله فراوان پس از اتمام 110 واحد درسي ترك تحصيل كردم و مدرك فوق‌ديپلم گرفتم. داستان كسب‌وكار من از آنجا شروع شد كه در اوايل سال 1376 با كمك خانواده يك دستگاه پيكان به مبلغ دوميليون تومان خريدم و يك روز در ميان با يكي از دوستانم با آن كار مي‌كردم.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 19:28 | نویسنده : میرکریم مجیدی
اگر کسی تن به مزه معمول و متداول قورمه‌سبزی تن ندهد، به قورمه‌سبزی خیلی خوشمزه‌تری می‌رسد.
سوسک‌ها بهانه بودند. او در هر حال باید کاری می‌کرد هر چند سوسک و فرار از اذیت آن برای هر بانویی یک انگیزه‌ی بزرگ است. بچه اول پدری که زن دوم هم گرفته و یک خانواده‌ی شلوغ ساخته و کم‌کم کار کردن را هم رها کرده بود، آنقدر مسئول و مسئولیت پذیر بود که رتق و فتق امور خواهر برادرهای تنی و ناتنی خودش را هم به عهده گرفت و خیلی زود سرکار رفت و ازدواج کرد.

سالها بعد وقتی یک زن خانه‌دار بود و علاوه بر بزرگ کردن شش بچه‌ در چند جا مربی ورزش صبحگاهی بود، سوسک‌ها به ساختمان‌شان که نزدیک یک حمام عمومی و رودخانه قرارداشت هجوم آوردند و آن وقت بود که او به فکر راه چاره افتاد. خودش معتقد است موفقیتش پاداش خداوند به ذات اوست که همیشه خیر همه را خواسته است. فرمولش برای امحا سوسک‌ها، سوسک‌ها را نابود کرد. سوسک‌ها دشمنش شدند و او دوست یک محله که از دست آنها ذله شده بودند.

خمیر می‌ساخت و به هرکس که می‌خواست دیگر چشمش به سوسک نیافتد می‌داد و کم‌کم تقاضا آنقدر زیاد شد که شد تولید کننده این خمیر و مدیر عامل امحا. حالایک بانوی موفق است با چندین لوح و تندیس از جشنواره‌های مختلف کارآفرینی و از جمله کارآفرین برگزیده کشور در جشنواره کارآفرینی شیخ بهایی. درسش را تا مقطع کارشناسی علوم اقتصادی ادامه داده و به دنبال کارشناسی ارشد است.

عضو هیات موسس و هیات مدیره خانه کارآفرینان و انجمن ملی زنان کارآفرین است. آشنایی ما با ایشان هم از طریق انجمن ملی زنان کارآفرین و مدیر آن خانم  صدیق انجام شد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | 23:25 | نویسنده : میرکریم مجیدی
حمایت ومقاومت

دوستان نقاط یا بهتر بگم سطوح حمایت ومقاومت یک محدوده قیمتی خاصی است که ریشه در روان شناسی معامله گران دارد.درست است که قله ها و حفره ها حمایتهای ومقاومت های مهمی هستند اما این کافی نیست.

دوستان بازار حافظه دارد.به قیمتهای خاصی حساسیت دارد.من بازار را یک موجود زنده میدانم.چون هر اتفاقی که در بازار میفتد توسط انسان ها که زنده هستند شکل میگیرد.پس بازار هم مثل یک انسان حافظه دارد.
یه قسمتی از جاده تو اتویان آزادگان که درحال بازسازی بود،دست انداز بدی قرار داشت.بطوریکه وقتی میرسیدی باید ایست کامل میکردی بعد حرکت میکردی.اون دست انداز را برداشتند اما تا 2ماه بعدش اون ناحیه ترافیک داشت بدون اینکه سرعت گیر یا دست اندازی باشه.چون هنوز کسانی بودند نمیدانستند اونجا درست شده و راننده نزدیک آن قسمت که میشد ترمز میکرد ویاسرعتش راپایین می آورد که همین باعث تراکم ماشین میشد. مقاومت یعنی این.
پس اولین مقاومت و حمایت حافظه بازار است در قله ها و حفره ها.
زمانی که قیمت سهم حرکت میکند و به یک قیمت جدید بالایی دست می یابد وبرمیگردد، آن نقطه می شود یک سطح مقاومت سهم.در ریزش سهم قضیه برعکس می شود.
وقتی سهمی نزول میکند وکف جدیدی میزند و برمیگردد ،آن نقطه می شود حمایت سهم.
شکاف ها حمایت ومقاومت بسیار مهمی هستند.
وقتی شکافی در نمودار قیمت پدید می آید ،در بازگشت سهم همان شکاف بعنوان مقاومت وحمایت عمل میکند.
اعداد رند سطوح حمایت ومقاومت هستند.اعدادرندمثل 200-300-500-1000-1500
می گویند مقاومت روانی.اعداد رند یعنی قیمتی که بیشتر درحالت محاوره ای بکار می برم. اینجا دقت کنید زمانی 120 هم عدد رند است.مثلا برای سهام وملت 40 تومن عدد رند است اما برای قصفها 4000 تومن.
الگوهای قیمتی هم حمایت ومقاومت هستند به این صورت که محدوده تشکیل الگوی مثلث یا پرچم یا... حمایت خوبی برای صعود سهم است. خط گردن در الگوی سروشانه مقاومت مهمی است.
خط روند صعودی مهمترین حمایت سهم است.
خط روند نزولی مهمترین مقاومت سهم است.
خط پایین کانال صعودی مهمترین حمایت وخط بالایی آن مهمترین مقاومت سهم است.
خط میانگین متحرک حمایت محکمی از سهم میکند.
خط پایینی بولینگر خط حمایت وباند بالایی آن خط مقاومت سهم است.خط وسط هم هردوحالت را به خود میگیرد.
خط 25درصد اولین حمایت سهم است.به این صورت که فاصله ای را که قیمت طی کرده بشمارید،25 درصد آن اولین حمایت سهم است.حمایت بعدی 50 و بعدی 75 است.
مثال:سهمی از 300 تومن به 400 تومن میرسد.این سهم 100تومن حرکت کرده.اگر برگشت کند 25درصد پایین حمایت سهم است یعنی 375 تومن.سپس 350 و 325 تومن.
اعدافیبو ناچی هم که نیاز به معرفی ندارند!
بهترین ، دقیق ترین و مهمترین حمایت ومقاومت سهم در نمودار از این اعداد
برای کسانی که بصورت حرفه ای از تکنیکال استفاده میکنند: خط پایینی در ایچی موکو همیشه حمایت محکمی است.چنگال اندرو :هر خطی که شکسته میشود خط پایینی حمایت سهم است و برعکس.
در شبکه های گن نیز چهارچوب ها حمایت ومقاومتند.سطح 50 ار اس ای حمایت با نقطه متناظر قیمت تشکیل میدهد.
نکته بسیار مهم:
"" خطوط مقاومت پس از شکستن به حمایت و خطوط حمایت پس از شکستن به مقاومت تبدیل می شوند.""
به هر حال دوستان بحث حمایت ومقاومت بسیار جدی وکارآمد است. طولانی هم هست.ممکن است حتی چند مورد از قلم افتاده باشد.
حالا که حمایت ومقاومت را فهمیدیم چگونه از آن استفاده کنیم؟درسته طولانی شدمطلبم اما این را نگیم انگار چیزی نگفتیم.
استراتژِی این است:

اگر سطح حمایت ومقاومت سهمی را نمی توانید تشخیص دهید اصلا وارد اون سهم نشوید.

وقتی سهم تاخط حمایت ریزش میکند،به محض برخورد باحمایت خرید نکنید.صبر کنید حداقل

دوروز یا 4درصد برگردد.بعد باحدضرری یک درصد پایین خط حمایت مزبور خرید کنید.

هنگامی که سهمتان درحال صعوداست وبه یک خط مقاومت نزدیک می شود مراقب باشید.باز به

محض برخورد نفروشید چون ممکن است در مقاومت نفوذ کند.اینجا هم دو روز و 4-6درصد صبر

کنید.

وقتی یک مقاومت محکم سهم شکسته میشود وارد معامله شوید یا خریدتان را کامل کنید.

اگر سطح حمایتی شکسته شد سریع سهم را بفروشید.درصورت برگشت قیمت وعبور مجدد از آ

ن حمایت(که الان شده مقاومت ) مجدد خرید کنید.

سر نقطه حمایت چونه نزنید!چند ریال یا تومن اختلاف سر نقطه حمایت یامقاومت ،ممکن است یک موقعیت خوب را از شمابگیرد.سعی کنید بگویید سطح حمایت ،نه نقطه حمایت.
بطور کلی پس از نفوذ قیمت در حمایت ومقاومت معامله کردن ریسک کمتری دارد.

خط حمایتمان دستان خداوند و خط مقاومتمان گناه و معصیت!!

خدایا نه حمایت مان بشکند ونه در مقاومت مان نفوذ کنیم.

http://bourse3.blogfa.com/



تاريخ : جمعه بیستم بهمن 1391 | 0:48 | نویسنده : میرکریم مجیدی

چه کسی نخستین گلوله جنگ ارزی را شلیک می‌کند

چکیده: جنگ ارزی واژه‌ای است که در چند روز گذشته در غالب روزنامه‌ها و سایت‌‌های تحلیلی و اقتصادی به چشم می‌خورد. جنگ ارزها که عبارت است از مقابله و رقابت ارزها با یکدیگر برای کاهش ارزش پول ملی هر کشور، ترفندی است که دولت‌ها برای افزایش حجم صادرات و کاهش واردات به کار می‌‌گیرند. با افت ارزش پول ملی، هزینه تولید در هر کشور کاهش یافته و بنابراین قیمت تمام شده کالاها کاهش می‌یابد، همچنین صادرات از جذابیت بالاتری برخوردار شده و قیمت تمام شده کالای وارداتی افزایش خواهد یافت. دولت‌ها با این ترفند توان رقابتی کشور متبوع خود را افزایش و تراز تجارت خارجی خود را مثبت می‌کنند.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دهم بهمن 1391 | 23:34 | نویسنده : میرکریم مجیدی
یکی از ارههای پولدار شدن

پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مركزی بانك رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكی پیرزن رسید و مدیر عامل با كنجكاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام كه همانا شرط بندی است ، پس انداز كرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی كه این كار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم دارید !
مرد مدیر عامل كه اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وكیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی كنیم و سپس ببینیم چه كسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی كه ظاهراً وكیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست كرد كه در صورت امكان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل كه مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به كجا ختم می شود ، با لبخندی كه بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل كرد .
وكیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل كه پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاری خواهم كرد تا مدیر عامل بزرگترین بانك كانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون كند.


تاريخ : سه شنبه دهم بهمن 1391 | 18:18 | نویسنده : میرکریم مجیدی

راه و روش پولدار شدن به نقل از مهندس جهانگیری

علی‌اصغر جهانگیری کارآفرین برتر کشور و یک ایده‌پرداز و تولیدکننده باذوق است که تا به حال صدها کارخانه در سراسر ایران تاسیس كرده است و خیلی صفات اینچنینی دیگر دارد اما این تعریف درستی از مردی نیست که از نزدیک او را شناختم. او یک انسان خاص است و شاید از نظر خیلی‌ها پیر به نظر برسد...



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دهم بهمن 1391 | 17:52 | نویسنده : میرکریم مجیدی
چهار میلیاردر بزرگ ایرانی

این چهار میلیاردر زندگینامه‌ای بس عجیب شبیه هم دارند و راهی که رفته‌اند، به شکل تعجب‌آوری شبیه هم بوده است. این شباهت در سطرسطر این زندگینامه‌ها قابل مشاهده است. سوالات نگارنده اما از تمام آنها ثابت بوده است. چگونه میلیاردر شدید؟ آیا از روز اول همین‌گونه پولدار بوده‌اید؟


ماشینش رو نیگا کن.لامصب لکسوزه، بی‌ام‌وست. بنزه. رینگش اندازه کل ماشین من می‌ارزه. میگن 300 میلیون تومن بابتش پول داده... خونه رو نیگا. هزارمتری بر فرشته فقط یکی از دارایی‌هاشه. 10تا خونه داره. یکی رو داده اجاره، یکی مال اون پسرشه، یکی مال اون دخترشه،... چک می‌کشه یه برگ زندگی ما رو می‌خره... بابا یارو میلیاردره... اینها فکرهای جسته گریخته، جویده و حسرت‌آلودی است که بسیاری از مردم هنگام دیدن خانه‌ها و ماشین‌ها و زرق و برق‌های آنچنانی میلیاردرهای سرزمین ما در مقایسه با زندگی محقر اکثر ما از ذهن می‌گذرانند.


میلیاردرها از نظر بسیاری آدم‌هایی که لحظه‌ای از کنارشان رد می‌شوند، انسان‌هایی فضایی‌اند.اما شاید همیشه یک سوال بزرگ در این میان ناگفته مانده باشد، آقای میلیاردر! چگونه میلیاردر شدید؟ از کجا آوردید؟ ارث پدری؟ تلاش و تقلا؟ شانس؟
یافتن گنج؟ یا خدای ناکرده پایین بالا کردن حق این و آن و دست زدن به روش‌ها و کارهایی که خدا و عرف و قانون و اخلاق سخت طردش می‌کند؟ این گزارش در تلاش برای یافتن پاسخ این پرسش از میان میلیاردرهای متعددی که در ایران وجود دارند به سراغ چند نفر که دست یافتنی بودند رفت تا ساده و صریح از آنان بپرسیم ثروتی که به دست آورده‌اند، چگونه و از چه راهی بوده است؟

روشن است این توضیحات بیانگر معرفی کل جمعیت میلیاردرهای کشور نیست که هر انسان و هر زندگی حکایت و سایه‌روشن‌های خودش را دارد. لذا این روایت نه درصدد تایید و نه در پی تکذیب کسی یا قشری است و در پی قضاوت هم نیست. احد عظیم‌زاده، اسدالله عسکراولادی، محمد صدرهاشمی‌نژاد و شاهرخ ظهیری چهار شخصی بودند که سفره زندگیشان را پیش روی نگارنده گشودند. طوری‌که این گفت‌وگوها به یک زندگینامه فشرده خودنوشت تبدیل شده و این چهار میلیاردر راه رفته زندگی از کودکی تا به امروزشان را حکایت کرده‌اند. این زندگینامه‌ها حکایات بسیاری دردل دارد و به همان نگاه‌های حسرت‌آلود به آن ماشین‌ها و خانه‌ها و زرق و برق‌ها دریچه‌ای جدید می‌گشاید.

این چهار میلیاردر زندگینامه‌ای بس عجیب شبیه هم دارند و راهی که رفته‌اند، به شکل تعجب‌آوری شبیه هم بوده است. این شباهت در سطرسطر این زندگینامه‌ها قابل مشاهده است. سوالات نگارنده اما از تمام آنها ثابت بوده است. چگونه میلیاردر شدید؟ آیا از روز اول همین‌گونه پولدار بوده‌اید؟

چه راه و مسیری را طی کرده‌اید که اکنون به این جایگاه رسیده‌اید؟ و آیا این رسیدن آسان بوده است؟ و سرانجام اکنون که به این جایگاه رسیده‌اید، چه احساسی نسبت به پول دارید و با این همه پول چه خواهید کرد؟...



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 | 22:10 | نویسنده : میرکریم مجیدی
بخريم يا بفروشيم؟
اول این‌که، یک تفاوت بسیار مهم بین یک معامله‌گر حرفه‌ای و یک معامله‌گر آماتور وجود دارد، معامله‌گر حرفه‌ای خرید‌های پلکانی را از کف قیمت انجام می‌دهد و وقتی وارد سود شد به مرور دست به فروش‌‌های پله‌ای زده و خروج از سهم را با رسیدن قیمت به نقاط مقاومتی به ماندن ترجیح می‌دهد.

اما معامله‌گر آماتور هر چقدر قیمت بالاتر می‌رود بیشتر می‌خرد و رویای کسب سود او را وارد جریانات پرریسکی می‌کند. فرض کنید قیمت یک سهم 350تومان و هدف رسیدن به 700تومان است؛ با تحلیلگری روی حمایت اول، اولین خرید را می‌کند اما با عبور قیمت از یک سقف مهم یا یک نقطه مقاومتی مهم خرید بعدی را انجام می‌دهد و سر‌انجام با رسیدن به مقاومت‌های بعدی که مهم باشند، فروش سهم را آغاز می‌کند.

معامله‌گر آماتور دقیقا برعکس عمل می‌کند و در کف قیمت دست به خرید نمی‌زند چون نگران است که نکند قیمت بیشتر افت کند، لذا وقتی سهم به اولین مقاومت رسید، می‌خرد و متوجه می‌شود که سهم را در جای خوب و مناسبی خریده است. اما همین‌طور که قیمت بالاتر و بالاتر می‌رود و به مقاومت‌های اساسی و مهم می‌رسد معامله‌گر آماتور خرید خود را سنگین‌تر می‌کند و در آخر شاید تک سهم شود! حالا که سهم به سقف خود رسیده و معامله‌گر حرفه‌ای از سهم خارج شده، معامله‌گر آماتور که خرید اول را در جای خوب و خرید‌های بعد را در سقف انجام داده، به امید جمع‌‌آوری صف فروش، تعدیل مثبت و تقسیم سود و شایعات دیگر، ریزش قیمت‌ها را به نظاره می‌نشیند...

دوم این‌که، هیچ معامله‌گری نمی‌تواند در کف قیمتی وارد سهم شود و در سقف خارج شود،پس نباید سعی کنید همگام با بازار پیش بروید و سعی نکنید از بازار جلوتر باشید و سعی نکنید از خرد جمعی و نظرات دیگر معامله‌گران حرفه‌ای بهتر عمل کنید بلکه کافی است شما هم مانند دیگر معامله‌گران حرفه‌ای همچون بازار معامله کنید و در روند آن بمانید. ممکن است گروهی حرکت مثبتی را آغاز کنند اما باید بدانید که در میانه راه وارد شدن هم قوانین خاص خودش را دارد.این قوانین اینگونه است که اولا بیش از 10 درصد از آن سهم را نخرید و ثانیا حد ضرر نزدیک و معتبری باید وجود داشته باشد تا شما را تضمین کند.فرض کنید سهمی در قیمت 1050تومان نسبت قیمت به درآمد P/E 4/3 دارد و به لحاظ تکنیکال هم در محدوده 1000-980 تومان یک حمایت دارد؛ حال آن‌که سیگنال خرید در قیمت 880 تومان صادر شده و شما نمودار سهم را پس از مخابره سیگنال خرید دیده‌اید. بهترین کاری که شما می‌توانید در این موقعیت انجام دهید، این است که وارد سهم شوید زیرا مرز روانی هزار تومانی و حمایت تکنیکال دارد لذا با در نظر گرفتن محدوده 975 تومان به پایین آن با نسبت قیمت به درآمد (P/E)4 به شما می‌گوید که این سهم به سختی می‌تواند به زیر قیمت 975 تومان بازگردد! به هر حال باید در نظر بگیرید که وقتی در بازار دست به معامله می‌زنید، اگر حد معقول و منطقی در نزدیکی معامله شما وجود داشته باشد می‌توانید وارد معامله شوید حتی اگر سهم موردنظر در میانه راه رشد باشد.

سوم این‌که؛ وقتی از سهم‌های لیدر بازار نمی‌خرید و یک دفعه می‌بینید حرکت صعودی آن‌ها شروع شد، نباید ناامید شوید و تصور کنید که فرصت از دست رفته و ناچارید در گروه‌های دیگر به معامله بپردازید؛ این تصور کاملا اشتباه است. تجربه نشان داده برخی دوستان بورس‌باز که در پرتفوی خود سهام پتروشیمی نداشتند، وقتی شاهد رشد قیمت و صعود نمادهای این گروه بودند برای کاهش فشار روانی این موضوع برخودشان سراغ سهم‌هایی می‌روند که بازار هیچ تمایلی به آن‌ها از خود نشان نمی‌دهد و سعی می‌کنند با فرضیه‌سازی این‌طور وانمود کنند که گروه‌های پیشرو بازار به زودی متوقف می‌شوند و این‌طور استدلال می‌کنند که رشد آن‌ها حبابی بوده و بی‌دلیل رشد کرده‌اند اما سهمی که دوستان مدنظر قرار داده و وارد آن شده‌اند، به زودی رشد قابل توجه و چشمگیری را تجربه می‌کند! این تفکر هم کاملا اشتباه و محکوم به شکست است. بهتر است سعی کنید از چنین اقداماتی به‌ویژه در این روزها خودداری کنید و جوگیر نشوید.

چهارم‌ این‌که؛ ممکن است بسیاری از ما به طور کلی معامله‌گران حرفه‌ای باشیم اما در برخی موارد آماتورگونه رفتار و معامله کنیم. درست است که این روزها بورس در حال رکوردشکنی‌های تاریخی در شاخص‌ها و رشد قیمت‌ها و ارزش بازار است و سقف‌ها و قله‌ها را یکی پس از دیگری رد و فتح می‌کند و همچنین پرواضح است که شاخص 30هزار واحدی، روزی برای ما رویایی بیش نبود و اکنون شاخص بیش از هشت‌هزار واحد بالاتر از آن است اما حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به امید سود بیشتر شروع به خرید نکنیم زیرا اگر معامله‌گری بر اساس تحلیل شخصی خودش، وضعیت کنونی را موقعیت فروش تشخیص نمی‌دهد باید حداقل این را هم در نظر بگیرد که فرصت‌های فعلی بازار فرصت خرید نیست بلکه در حال حاضر سهامدارانی که از قبل سهام موردنظرشان را خریده‌اند می‌توانند با تعیین حد ضرر معقول و نزدیک، حفظ سهام کنند. تجربه نشان داده که خرید کردن در این قیمت‌ها پراسترس و پرریسک خواهد بود!

و در پایان به سوالی بپردازیم که این روزها فعالان بازار و بورس‌بازان با آن کلنجار می‌روند و دست به گریبانند و آن این‌که «آیا قیمت‌ها به سقف رسیده است؟» در پاسخ باید گفت که در حال حاضر نسبت قیمت به درآمد P/E سهم‌ها بسیار جذاب است و به لحاظ تحلیل بنیادی هم می‌توان گفت که در ابتدای راه رشد بورس قرار داریم اما به طور قطع باید گفت موقعیت فعلی، موقعیت مناسبی برای خرید نیست و هرچند بازهم شاهد رشد قیمت سهام شرکت‌ها باشیم؛ چون حد ضرر نزدیکی نمی‌توان برای آن‌ها تعیین کرد، اقدام به خرید و ورود به سهم کار درست و معقولی نیست اما نگهداری سهام با دید سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌تواند حرکت صحیح و در واقع بهترین حرکت در جهت فعالیت‌ سهامداری باشد.

این نکته را هم باید در نظر گرفت که تشخیص اصلاح قیمت بازار در حال حاضر بسیار مشکل است و بعید است کسی بتواند با قطعیت در این‌باره نظری بدهد و توصیه آخر این‌که به استراتژی پایبند باشید، نقدینگی خود را بیشتر کنید، نسبت به شناسایی سود مناسب اقدام کنید و برخی سهم‌های پرپتانسیل را با دید سهامداری یعنی سرمایه‌گذاری بلندمدت نگهداری کنید تا اگر بازار رشد دیگری داشت، از قافله عقب نمانید و سود خوبی به جیب بزنید...


تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 2:16 | نویسنده : میرکریم مجیدی

گفت و گویی با «جان فلمینگ» درباره فروشگاه‌های زنجیره‌ای «وال مارت»

جان فلمینگ، بازاریاب ارشد، می‌گوید، شیوه بازاریابی فروشگاه‌های «وال مارت» بسیار مشابه سایر خرده‌فروش‌ها است. با این حال، سطح پیچیدگی این روند برای شركت به منظور ارتقا و بهبود روابط بین فروشگاه و مشتری به طرز چشمگیری افزایش یافته است؛ به طوری كه این شركت، به‌رغم دارابودن بیش از 6200شعبه، تقریبا با فروش 405 میلیارد دلاری (در سراسر دنیا) در سال 2009 همچنان بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای دنیا به حساب می‌آید.

ادامه مطلب را بخوانید



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 2:12 | نویسنده : میرکریم مجیدی

مصاحبه با غلامعلی سلیمانی، موسس شرکت کاله

مصاحبه با موسس شرکت کاله ، مردی که برند ساختن را به دنیا آموخت.
61 ساله و اهل آمل است. او نتیجه یک عمرکار و تلاش بی‌وقفه و خلاقانه است. با او در شرایطی مصاحبه کردیم که به تازگی و پس از ماه‌ها درمان جراحت‌های حادثه تصادف خودرو، برسرکار آمده بود، اما همانند گذشته فعال و پرجنب و‌جوش.

پشتکار و جدیت دور اندیشانه
61 ساله و اهل آمل است. او نتیجه یک عمرکار و تلاش بی‌وقفه و خلاقانه است. با او در شرایطی مصاحبه کردیم که به تازگی و پس از ماه‌ها درمان جراحت‌های حادثه تصادف خودرو، برسرکار آمده بود، اما همانند گذشته فعال و پرجنب و‌جوش. به کارش عشق می‌ورزد و اعتقاد دارد "این کشور نیازمند تولید و صنعت است. ما چند دانشگاه صنعتی داریم بدون اینکه صنعت داشته باشیم  و یا به آن اهمیت بدهیم ."

درگفته‌های او هزاران نکته است. ازشکست و تلخ کامی می‌گوید، از تدریس خصوصی و پرداخت دستمزد کارگران با درآمد تدریس. از عدم همراهی‌ها، نامرادی‌ها ومهم تر از همه بی‌اعتنایی خودش به ناهمواری‌های راه می‌گوید.
بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 2:6 | نویسنده : میرکریم مجیدی

احمد اسلامیان، بزرگترین تولید كننده رنگ های صنعتی و ساختمانی در ایران و قطعه ساز برتر

در سال 1331 در شهر سنگسر استان سمنان متولد و در یک خانواده ی متوسط و منضبط بزرگ شد. پدر و مادرش فوق العاده خوش فکر بودند و به گفته خودش، ما را در تمام زمینه ها تشویق و یاری می کردند. پدرش مانند بقیه سنگسریها، دامدار بود و وضعیت نسبتا خوبی داشتند.

در سال 1331 در شهر سنگسر استان سمنان متولد و در یک خانواده ی متوسط و منضبط بزرگ شد. پدر و مادرش فوق العاده خوش فکر بودند و به گفته خودش، ما را در تمام زمینه ها تشویق و یاری می کردند. پدرش مانند بقیه سنگسریها، دامدار بود و وضعیت نسبتا خوبی داشتند.

دوران کودکی را در سنگسر گذراند، تابستانها کار می کرد و زمستانها درس می خواند و خود کفا بود. بعد از آن دو سال در سمنان تحصیل کرد و سپس به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در تهران به صورت شبانه گذراند و با پیشنهاد یکی از دوستانش وارد کار رنگ شد. در طول تحصیل در یکی از شرکتهای رنگ سازی در جاده ی کرج به عنوان مسئول تولید و بعد از آن به عنوان مسئول آزمایشگاه کار می کرد.

 بعد از گرفتن دیپلم به خدمت سربازی رفت. در سال 1356 بعد از تمام شدن خدمت با تخصص و تجربه ای که کسب کرده بود و علاقه ای که داشت با یک سرمایه ی جزئی و همکاری برادرانش و چند نفر از شرکاء، شرکتی را در گرمسار تأسیس کرد. ابتدا نام آن شرکت، شط رنگ بود که با تشابه اسمی که بعداً ایجاد شد به پارس اِشن تغییر نام پیدا کرد. سپس از طریق وزارت صنایع حدود دو سال در دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه شریف کلاسهای مربوط به صنعت رنگ سازی را به صورت تئوری گذراند. در آنجا به او پایان نامه ای دادند که از نظر تئوری و تکنیکی او را تأیید می کرد. نهایتاً با تلاش و کوشش زیاد با توجه به افت و خیز های سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژی که در زمان جنگ ایجاد شده بود، با قدرت و همت در مقابل مشکلات اقتصادی ایستادگی و همراه با برادرانش شرکت را تقویت کردند و توانستند 400 تن رنگ و انواع رنگ های ساختمانی و تینر بسازند. از سال 1362 به مرور شرکت را توسعه دادند. در حال حاضر شرکت پارس اِشن یکی از شرکتهای موفق و بزرگترین تولید کننده ی رنگ در ایران می باشد و اخیراً هم در حال وارد کردن تکنولوژی رنگ پولی در ایران می باشند.

 هم اکنون به کشورهای متعددی رنگ صادر می کنند و در حال رقابت با کشورهای آمریکایی، اروپایی، انگلیسی و آلمانی هستند و سعی می کنند که تولیداتشان را با قیمت بهتر و کیفیت عالی عرضه کنند.

 در سال 1377 با كمك یكی از دوستان شركت روستا را خریداری نمودند و وارد كار قطعه سازی شدند و توانستند در حدود 5،4 سال در آنجا سرمایه گذاری کرده و ماشین آلات جدید اضافه کنند. طرح و توسعه ی زیادی در این زمینه مطرح و در حال حاضر در حال تولید کمک فنر و کانتینر برای کشتی ها می باشند. هم اکنون شرکت روستا از نظر تخصصی، تکنیکی، موفقیت اقتصادی و اجتماعی در استان سمنان و سنگسر جزء اولین ها می باشد. شركت روستا در حال حاضر ، یكی از برترین قطعه سازان ایران خودرو به شمار می آید.

  غیر از پروژه های خصوصی که با شرکاء در شرکت دارند، به همراه پنج نفر از صنعتگران برجسته سنگسر در حال انجام چند پروژه بزرگ که شامل پروژه تولید اسید چرب گلیسیرین که حدود 4 میلیون دلار هزینه دارد، می باشند. پروژه تولید کیت گازسوز و گاز سوز کردن خودرو و پروژه تولید دیوارهای گچی پیش ساخته در حاشیه شهر از دیگر پروژه ها به حساب می آید. این پروژه های بزرگ با نام شرکت ایسکو (ایندس سنگسر) انجام می گیرد.

 به گفته ایشان، در دوران کودکی الگوی خاصی نداشت ولی همیشه دوست داشت در تمام زمینه ها اول باشد. در حال حاضر موقعیت اجتماعی و اقتصادی فوق العاده ممتازی نسبت به افرادی که می شناخت کسب کرده است و دوست دارد به دیگران نیز کمک کند تا به این موقعیت برسند.

 "ایده جرقه ای است که در ذهن انسان می آید، بعد ما آن را به صورت واژه در می آوریم و به مرحله ی عمل می رسانیم."

 انسان در هر مرحله ای برای رسیدن به هدف باید انتخاب درست و منطقی داشته باشد و این انتخاب باعث موفقیت در زندگی می شود. همچنین عامل دیگر موفقیت، به روز کار کردن پرسنل و آموزش است که باعث می شود کارکنان با علم و تکنولوژی روز دنیا آشنا شوند.



تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 1:51 | نویسنده : میرکریم مجیدی

احد عظیم زاده : موفق ترین تاجر فرش در دنیا هستم

«احد عظیم زاده هستم، موفق ترین «بیزینس من» فرش دستباف در دنیا». در این نقل قول تردید نتوان كرد. او چنان با قاطعیت از كار و تجارت خودش دفاع می كند كه ناخودآگاه مخاطب را به این واقعیت می رساند كه فرش عظیم زاده در عرصه تجارت یك استثناء است.

اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت كنونی اش قیاس كنیم، شگفت زده خواهیم شد. كسی كه در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اكنون با اتكا به خلاقیت و كار طاقت فرسای خودش، یكی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار كه برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تكان می دهد.آن هم در هنگامه ای كه بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر كاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.
   
متن گفت وگو با احد عظیم زاده را بخوانید.
   
آقای عظیم زاده! چند سالی است كه بحران فرش دستباف ایران را به گردن مدیریت غیرعلمی در داخل و فرصت طلبی رقبا در خارج می اندازند. واقعا از نظر جنابعالی چرا تولید و صادرات فرش دستباف ایرانی با آن قدمت و اصالت و ابهت به این حال و روز افتاده كه قدرت رقابت با تولیدات باسمه ای پاكستان را هم از دست داده است؟
   
پیش از انقلاب 68درصد بازار های جهانی فرش در اختیار ایران بود. در حال حاضر سهم كشورمان از این بازار 22درصد است.
   
به نظر من تولید فرش دستباف نه تنها افت نكرده، بلكه به لحاظ كمیت و كیفیت رشد هم داشته است. اما چرا برخی كشور ها با سابقه صدسال تولید فرش دستباف، گوی رقابت را از ایران كه سابقه ای 3هزار ساله دارد، ربوده اند؟ این روند چند دلیل دارد كه یكی از آن دلایل، فرصت طلبی رقبای خارجی است. از این نكته غافل نباشیم كه فرش تولیدی رقبای ما هنوز در بازار های جهانی امتحان پس نداده است. همه می دانند كه فرش دستباف ایرانی اعتبار جهانی دارد. در موزه های مشهور دنیا، هر قطعه فرش ایرانی از 5 تا 30میلیون دلار قیمت دارد. بنابراین از برلیان، مرغوب تر و گران تر است. اما آیا بازاریابی های ما كه عمدتا از سوی كارشناسان دولتی صورت می گیرد، حرفه ای و جامع است؟ من می گویم نه. چون كارشناسان دولتی، تجربه این كار را ندارند. چیز هایی در دانشگاه خوانده اند كه بعضا با واقعیت ها تناسب ندارد. نه اطلاعات كامل در زمینه فرش ایران دارند و نه بازار ها را به خوبی می شناسند. در نتیجه برخی اوقات فقط پیشنهاد های غلط می دهند و به این صنعت ملی آسیب هم می رسانند. بافندگان فرش با خون جگر تولید می كنند اما چون پای عرضه می لنگد نه آنها منتفع می شوند نه صادركنندگان.
   
حدود 2میلیون و 400هزار نفر بافنده فرش داریم كه یكی یكی دارند میدان را خالی می كنند و احتمالا برای كاریابی یا باید به سوی میادین پارس جنوبی بروند یا در حالت دیگر، به اعتیاد پناه ببرند. آیا این بازی با اقتصاد كشور نیست.
   
اما دولت مدعی است كه از این صنعت حمایت می كند. مراكز مختلفی هم به همین منظور تاسیس شده حتی اخیرا طرح تبلیغات ماهواره ای فرش از طریق كانال های پربیننده خارجی مطرح گردیده و ظاهرا اعتبار كلانی هم به آن اختصاص داده شده است.
   
دولت چگونه حمایت می كند؟ تلویزیون ملی كشور كه باید رسانه اصلی تبلیغات صنعت ملی فرش باشد، چه كار كرده است؟
معاون سابق سازمان توسعه تجارت، دو سال پیش رسما اعلام كرد كه این سازمان 50درصد تبلیغات برون مرزی فرش ایران را از طریق شبكه «جام جم» تقبل می كند. شركت فرش عظیم زاده در سال 1384، بیش از یك میلیارد و دویست میلیون تومان (بله تومان، نه ریال!) به تبلیغ داخلی فرش دستباف اختصاص داد. این كاری بود كه خودم برحسب ضرورت برای شناخت این صنعت انجام دادم و انتظار یارانه هم از دولت نداشتم. اما از سوی دیگر، طبق صورتحساب صدا و سیما، در همان سال 780میلیون تومان تبلیغات برون مرزی داشته ام كه علی الظاهر نصف آن را باید سازمان توسعه تجارت تقبل می كرد. اما از شما چه پنهان كه بعد از هشت ماه دوندگی و گرفتاری های بوروكراسی اداری، قرار شد این سازمان فقط پرداخت 10درصد مبلغ كل صورتحساب «جام جم» را تقبل كند. یعنی 180میلیون تومان! خلاصه از این رقم هم 30میلیون تومان قرار است به صورت علی الحساب پرداخت شود و مابقی به بودجه سال آینده واگذار شده است كه البته هنوز هیچ چیز معلوم نیست. آیا این است حمایت های دولتی؟ من تا كی می توانم از جیبم هزینه های هنگفت تبلیغات فرش ایرانی را بپردازم؟ حتی اگر دولت 50درصد هزینه تبلیغات را هم بپردازد باز بودجه تبلیغات داخلی و خارجی شركت فرش عظیم زاده، بیش از یك میلیارد و 600میلیون تومان در سال 84 بوده است كه فكر نمی كنم خود دولت هم این مقدار برای تبلیغ فرش ایرانی هزینه كرده باشد.
   
آیا این فرصت به شما داده شده كه مستقیما درباره مسائل كار خود با مدیران ارشد وزارتخانه ارتباط برقرار كنید. شاید آنها واقعا از این ماجرا خبر ندارند.
خیر. تا به حال حتی یك جلسه رسمی در این خصوص برگزار نشده. الان چهار ماه است كه تقاضای ملاقات با وزیر بازرگانی كرده ام اما هنوز موفق به دیدار ایشان نشده ام. من یك بازرگان موفق هستم و باید در وزارتخانه بازرگانی به رویم باز باشد، اما این طور نیست.
   
برگردیم به این نكته مهم كه می گویند رقبا طرح های فرش ایرانی را سرقت كرده اند و با كپی از روی آنها، محصولات خود را به نام ایران صادر می كنند. آیا واقعا چنین است؟
بله، باید از مدت ها پیش، برای فرش ایرانی شناسنامه صادر می شد. ما در شركت فرش عظیم زاده این كار را كرده ایم و فرش را با شناسنامه اش كه حكم پاسپورت را دارد، صادر می كنیم. دكتر میركاظمی، وزیر محترم بازرگانی از این ایده ما استقبال كرد و آن را ستود. با این وصف، دیگر نمی شود در بازار جهانی تقلب كرد.

در زمینه برگزاری نمایشگاه ها چه نظری دارید. آیا ساختار دولتی نمایشگاه در ایران، مقتضیات جهانی را دارد؟
شركت سهامی فرش ایران كه برگزار كننده اصلی نمایشگاه های تخصصی فرش در كشورمان است با این مقوله بیگانه است. نمایشگاهی كه پارسال در تهران برگزار شد واقعا جای تاسف داشت و مایه آبروریزی بود، اگر این شركت نمی تواند مجری نمایشگاهی خوبی باشد بهتر است از خیر آن بگذرد. متری 20هزار تومان سود می برند كه چی؟ این حمایت از صادركننده نیست. ظلم آشكار به او است. خدمات فاقد كیفیت به صادركنندگان و مهمانان خارجی هم حكایتی دیگر دارد كه مثل روز روشن است. سالن ها گرم است، كولر كار نمی كند، آسفالت و چمن محوطه های نمایشگاه درب و داغان است و… چرا در نمایشگاه های خارج از كشور همه چیز مرتب و منظم است و بهترین خدمات را به مهمانان و بازدیدكنندگان می دهند؟ به هرحال آنها می دانند كه با برپا كردن چند غرفه، نمایشگاه برگزار نمی شود.
   
یك سوال دیگر، باتوجه به تجربه دیدار شما از نمایشگاه های خارجی و تعامل نزدیك با بازارهای جهانی بیشترین استقبال خریداران از كدام نوع فرش دستباف ایرانی صورت می گیرد؟
فرش تبریز. نه اینكه فكر كنید چون خودم تبریزی هستم، این ادعا رادارم. واقعیت همین است. فرش تبریز از نظر طراحی و رنگ آمیزی بسیار متنوع و خلاقانه است. فرش نائینی سال ها است كه فقط پنج ، شش رنگ دارد. فرش اصفهان هم قبل از انقلاب، وضعیت بهتری داشت اما حالا افت كرده چون تنوع ندارد. جاهای دیگر هم، همین طور، متاسفانه تنوع تولید از بین رفته است.
   
گران ترین فرشی كه تا به حال به مشتریان خارجی فروخته اید چقدر ارزش داشته؟
درست یادم نیست. من فرش یك میلیون تومانی فروخته ام. 200میلیون تومانی هم فروخته ام...
   
چندتا فروشگاه در ایران و خارج دارید؟
در تهران 2 فروشگاه بزرگ فرش دارم.
در توكیو هم انبار فرش دارم، در همین فروشگاه (جام جم) مرغوب ترین فرش ها و تابلوهای دستباف ایران را می توانید ببینید.
   
در بازارهای داخلی اوضاع چگونه است، فرش های نفیس چگونه قیمت گذاری می شوند، آیا معیار حرفه ای وجود دارد؟
در فروشگاه من همه فرش ها كدگذاری شده اند و قیمت های كارشناسی شده و مشخص دارند. طبق خرید، با سود منصفانه قیمت گذاری كرده ایم. تخفیف هم می دهیم، هم به مشتریان خارجی، هم به خریداران داخلی، یك مساله این است كه قیمت فرش دستباف در بازار داخلی فقط تابع اراده فروشنده است. خارجی ها بارها به من گفته اند مثلا در فلان بازار، چون دیدند خارجی هستیم، قیمت ها را بالا بردند. درحالی كه نباید این طور باشد. دلال ها، كمیسیون می گیرند و قیمت ها را بالا می برند.
   
شما خودتان این همه فرش های نفیس را از كجا خریداری می كنید؟
از جاهای مختلف. عمدتا از بازار تبریز. هر وقت به بازار تبریز می روم مثل این است كه زلزله آمده باشد. سه، چهارمیلیارد تومان فرش می خرم و آن بازار را تكان می دهم.
   
چند تاجر فرش در ایران این قدر قدرت خرید دارند؟
خودم هم كارخانه دارم كه 700كارگر و بافنده در آنجا كار می كنند. سال گذشته می خواستم با این صنعت خداحافظی كنم اما بعد به این نتیجه رسیدم كه فقط «پول» كافی نیست. انسان آن است كه مثل درخت سایه داشته باشد.
   
از خودتان بگویید و اینكه چه شد كه تاجر فرش شدید آن هم به قول خودتان، موفق ترین تاجر فرش در دنیا.
زادگاه من روستای اسفنجان است در 20كیلومتری تبریز. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و همین مصیبت باعث شد كه از پشت میز كلاس اول، یكراست بروم پشت دار قالی. هفت سال فرش بافتم. با فقر و رنج زیاد زندگی كردم و خرج و مخارج خانواده ام را تامین كردم. شب ها درس می خواندم و روزها كار می كردم. از چهارده سالگی به بعد، شدم فروشنده سیار فرش. از فروش هر فرش دستباف یك تومان دستم می آمد تا بعدها كه انقلاب شد و رفتم سربازی. از خدمت نظام كه برگشتم، چند سفر خارجه رفتم و توانستم مشتریانی قابل اطمینان دست وپا كنم و این آغاز فعالیت تجاری من بود. تا بعد كه یك كارخانه در اسفنجان و یكی هم در تبریز راه اندازی كردم.
   
سرمایه را از كجا آوردید؟
خودم 20هزار تومان سرمایه داشتم. 20هزار تومان هم از یكی از بستگانم قرض كردم، 60هزار تومان هم وام بانكی گرفتم. خلاصه، ریسك كردم. من آدمی ریسك باز هستم، ریسك تجارت می كنم. به پیشنهاد یك مشتری خارجی برای اولین بار در ایران شروع كردم به تولید فرش گرد دستباف تا اینكه پایم به كشورهای اروپایی باز شد و شدم تاجر فرش. اگر آمار دقیق صادرات را اعلام كنند و پیمان فروش ها و دلال ها، خودشان را به عنوان صادركننده، جا نزنند، آن وقت معلوم می شود كه صادركننده نمونه كشوری در زمینه فرش دستباف چه كسی است.
   
در سال 84 حدود 400میلیون دلار فرش به خارج صادر شده، سهم شركت فرش عظیم زاده از این میزان صادرات چه قدر بوده است؟
5میلیون و 840هزاردلار.آمار صادرات صادركننده نمونه كشوری در سال 1384، بیش از 8میلیون دلار بوده كه یك رقم غیرواقعی است چون همین صادركننده در سال 82، 2میلیون دلار فرش صادر كرده بود. آیا جای تعجب ندارد كه با وجود بحران صادرات فرش در سال 84، یك صادركننده 8میلیون دلار صادرات داشته است. این رشد 400درصدی چگونه بررسی شده؟ آیا جز این بوده كه از طریق پیمان فروشی، به این رقم نائل شده اند؟
   
ضمن اینكه من ارزیابی های گمرك را دقیق نمی دانم بنابراین این آماری كه اعلام می شود جای سوال دارد و صادرات واقعی را نشان نمی دهد.
   
مصاحبه :
مهرداد گوران



تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 1:43 | نویسنده : میرکریم مجیدی

آشنایی با محمود خلیلی، بنیان گذار برند بوتان

محمود خلیلی در سال‌های دهه چهل که به نحوی روند توسعه صنعتی نیز در ایران به تدریج شکل می‌گرفت هنگامی که کسی گاز را نمی‌شناخت ، موفق شد گاز را به منازل مردم برساند. او با دریافت امتیاز توزیع و عرضه گاز مایع از شرکت نفت ایران و انگلیس ، شرکت بوتان را تأسیس نمود.

یک انتخاب مطمئن!

اصیل است، جسور است، پیشرو است، توانمن، ماندگار و برجسته است.

اخیرا مراسم صدمین سالگرد تولد محمود خلیلی، بنیانگذار شرکتی که ما آن را با برند بوتان می شناسیم  برگزار شد. در واقع مراسمی از این دست باعث می‌شود که جامعه بیشتر به نحوه تولید و توزیع یک کالا آن هم با چنین قدمتی ارج بگذارد.

منصوره خلیلی فرزند اول او که در سال‌های پایانی حیات پدر به جمع دست‌اندرکاران شرکت بوتان پیوست ، به رسم یادبود در صدمین سال تولد پدر کتابی به رشته تحریر درآورده که سرنوشت پر فراز و نشیب پدر را در آن منعکس می‌نماید.

نام : محمود، نام خانوادگی : خلیلی، تاریخ تولد : اردیبهشت 1284، محل تولد : تهران
 
آقا شیخ محمود خلیلی، فرزند شیخ رمضانعلی خلیلی، در خانواده‌ای پر جمعیت، کم بضاعت و سنتی در تهران متولد شد. او ابتدا تدریس می کرد ، اما معلمی‌ شغل آینده او نشد و وارد بازار کار شد.

او درطی زندگی پر فراز و نشیب خود ، از تعمیر ماشین‌های سنگین تا پر کردن باتری‌های ماشین و از حفاری تا وارد کردن پمپ پیرلس آمریکایی روزگار گذراند.  حتی رییس اداره کل برق تهران شد. زمانی گاو داری بزرگی راه‌اندازی کرد و بر هه ای کارخانه چینی‌سازی. اما هیچکدام نام او را ماندگار نکرد. تا زمانیکه با تاسیس شرکت گاز بوتان در سال‌های دهه چهل این نام جاودانه شد.

او به این اندیشه افتاد که حفاری را در مملکت توسعه بدهد، لذا وارد حوزه حفاری شد و جهت ماموریتی به خوزستان رفت و دید گازهایی می‌سوزد و در هوا اوج می‌گیرد. او بیش از سی سال است که به درود حیات گفته اما نام او همچنان ورد زبان‌های مردمان این دیار است.

 محمود خلیلی در سال‌های دهه چهل که به نحوی روند توسعه صنعتی نیز در ایران به تدریج شکل می‌گرفت هنگامی که کسی گاز را نمی‌شناخت ، موفق شد گاز را به منازل مردم برساند. او با دریافت امتیاز توزیع و عرضه گاز مایع از شرکت نفت ایران و انگلیس ، شرکت بوتان را تأسیس نمود.

او فوق‌العاده باهوش بود و از گیرایی بالایی برخوردار بود. بسیار دقیق بود و برای خیلی از کارهایی که قصد انجام آن را داشت از ماه‌ها قبل تحقیق و مطالعه می‌کرد.

 وی پیش از خوزستان، در سفری به آمریکا مشاهده کرد اجاق‌های تمیزی وجود دارد که بدون آنکه اطراف خود را کثیف کند با شعله‌های منظم و موازی غذا را در آن طباخی می‌کنند . از آن زمان ایده تولید لوازم خانگی گاز سوز را در سر می پروراند.

امروزه بوتان همچنان در زمره برترین برند ها ی ایرانی در زمینه آبگرمکن دیواری گازی، شوفاژ دیواری گازی ، کولر گازی و ... است.

  کیفیت، محیط زیست، نیروی انسانی و فعالیت های اجتماعی از اصلی ترین تعهدات بوتان است.



تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 1:41 | نویسنده : میرکریم مجیدی

آشنایی با محمد رضا گرامی، بنیان گذار برند گلستان

همواره برای جلب رضایت مشتری به ارائه محصول با کیفیت در کنار تنوع و گستردگی اندیشیده ایم .


گلستان : برای زندگی امروز

نام : سید محمد رضا، نام خانوادگی : گرامی، محل تولد : یزد

در یک خانواده ی سنتی در استان یزد و در محله ی دریان نو متولد شد. در آن زمان ، پدرش کار  صادرات چای داشت و علاقه زیادی داشت که فرزندانش تحصیلات عالیه داشته باشند.  تا سن 16 سالگی در ایران بود و بعد از آن به خارج از کشور رفت و در رشته کامپیوتر مشغول به تحصیل شد.

 بعد از انقلاب درس را رها کرد و به ایران آمد و در رشته مدیریت بازرگانی به تحصیل پرداخت.

او  ابتدا کار تجارت و بازرگانی را با واردات شروع می کند ، سپس وارد عرصه تولید می شود. و مشکلات ناشی از تامین منابع ارزی او را به سوی صادرات پسته می کشاند.

 او در ادامه فعالیت ها یش، مرغداری سیمرغ را که بعد از انقلاب تعطیل شده بود به کارخانه چای گلستان تبدیل کرد و  با توجه به نیاز باراز به فکر تولید چای کیسه ای افتاد.

علاوه بر این فعالیتها ، در زمینه صنعت برنج و بسته بندی با کیفیت بالا نیز وارد شد و تا به امروز گلستان هم چنین درزمینه زعفران و ادویه جات، انواع کنسرو، دمنوش و غذا های آماده با موفقیت فعال است.

گلستان ، پس از نیم قرن تلاش همچنان می کوشد تا با کمک تجربیات اندوخته شده در این 50 سال کالاهایی قابل اعتماد و با کیفیت تولید نمایدو,بازار همچنان منتظر محصولات نو و با کیفیت آن  است.




تاريخ : شنبه بیست و یکم خرداد 1390 | 1:35 | نویسنده : میرکریم مجیدی
اگر جزو طبقه متوسط جامعه هستید و برای خرید یک دست کت‌وشلوار مردانه برنامه‌ریزی کرده‌اید ، بهترین مارک‌های تولید داخل را احتمالا  "هاکوپیان"،" گراد"، "ماکسیم" یا" ایکات" می دانید. اما به نظر می رسد نمی‌توانید از قیمت مناسب و تنوع محصول در کت‌وشلوارهای " گراد" چشم‌پوشی کنید.
گراد به چه معناست؟

"گراد" جامه‌ای بوده است که ایرانیان باستان بر تن می‌کرده‌اند .این نام باستانی را " محسن اصفهانیان" –مدیر عامل- برای این  برند برگزید.

نام: محسن اصفهانیان
سال تاسیس گراد: 1370
نام شرکت : گراد آفرین www.gerad.ir

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب