ثروت و موفقیت مالی کارآفرینی و خلاقیت
ایده ها و زندگینامه ثروتمندان ایران و جهان  
قالب وبلاگ
لینک های ویژه
پيوندهای روزانه
علیرضا رضایی عارف، متولد روستای همه‌کسی بخش بهار همدان است. او که 9 شغل متفاوت دارد که اکثر آنها هم اکنون در سطح کشور اجرا می‌شود، طرحی دارد که اگر مسئولان به آن اعتماد کنند، مشکل خشکسالی کشور را ریشه‌کن می‌کند. معتقد است با تجربیاتی که طی این سالها کسب کرده می‌تواند به معنای واقعی از یک کار شکست خورده یک پیروزی شیرین بیافریند. او دارای ثبت اختراع بزرگترین کتاب دنیاست، کتابی که 15 تن وزن دارد.‌ عادت ندارد مثل همه فکر و عمل کند، دوست دارد متفاوت باشد و عشقش این است که غیرممکن را تبدیل به ممکن کند. از نگاه وی بن بست وجود ندارد و این ما هستیم که بن بست را می‌سازیم...


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 8:46 ] [ میرکریم مجیدی ]

تقریبا حدود یک سال از زمانی می‌گذرد که فیس بوک رسما اعلام کرد که استارت آپ Oculus VR را به بهای ۲ میلیارد دلار خریداری کرده است؛ شرکتی که در حوزه واقعیت مجازی فعال است و اخیرا نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما بنیانگذار ۲۲ ساله این شرکت که اکنون به بهای ۲ میلیارد دلار فروخته شده، چگونه زندگی می‌کند؟

بنیانگذار شرکت Oculus «پالمر لوکی» تنها 22 سال دارد. وقتی هنوز یک نوجوان بود اولین دستگاه واقعیت مجازی خود را در پارکینگ خانه ساخت و زمانی که به 19 سالگی رسیده بود این دستگاه یک استارت آپ شناخته شده و معتبر بود.

مجله فوربس تخمین زده است که تا کنون و در پی توافق لوکی با فیسبوک برای فروش این استارت آپ به بهای 2 میلیارد دلار، سرمایه خالص وی اکنون به چیزی در حدود 500 میلیون دلار رسیده است. اما نکته جالب در اینجاست که این سرمایه هنگفت منجر به آن نشده که این جوان 22 ساله چندان تجملاتی زندگی کند. البته هنوز!


ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:24 ] [ میرکریم مجیدی ]

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.

اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.

پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.

۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.

اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی …

منبع :وبلاگ فقط به زیبایی وثروت فکر کن

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:19 ] [ میرکریم مجیدی ]
منشاء افکار مزاحم

منشاء افکار مزاحم در دو دسته قابل تقسیم است: الف- افکاری که مربوط به اتفاقات روزمره می‌شود؛ ب- افکاری که از احساسات یعنی حس ترس، گناه، خشم و مواردی از این قبیل نشأت می‌گیرد. برای رفع این افکار ابتدا باید منشاء آن را پیدا کنید؛ برای اینکه بفهمید، زیربنای این افکار کدام حس شما است، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.


زمان آمدن افکار مزاحم

موضوع بعدی زمان آمدن افکار مزاحم است. این افکار بیشتر شب سراغ شما می‌آید یا صبح؟! معمولاً افکار مزاحم در دو زمان بیشتر به ذهن انسان می‌آیند، یکی شب هنگام و در زمان خواب که باعث می‌شود فرد دچار بی‌خوابی، اختلال خواب و یا دیدن کابوس شود و دوم در زمان کارهای نیازمند به تمرکز و یکنواخت مثل درس خواندن، رانندگی، ظرف شستن و... با بررسی این موارد می‌توانید به راهکار مناسبی برای رفع افکار مزاحم خود دست یابید. ما در ادامه چند راه حل ساده و عمومی را برای کنترل این افکار به شما پیشنهاد می‌کنیم.


راه‌های کنترل فکر

۱- تهیه فهرستی از افکار استرس‌زا:
روی یک برگه سفید افکار غیرمنطقی، استرس زا و بی‌فایده‌ای را که به عادت تبدیل شده و متوقف کردن آن‌ها برای شما سخت است بنویسید؛ سپس این افکار را اولویت بندی کنید؛ یعنی ابتدا آن مواردی را که بیشتر تکرار می‌شود به ترتیب بنویسید و بعد از آن مواردی را که آزاردهندگی بیشتری برای شما دارند یادداشت کنید.

۲- تخلیه افکار:
گام بعدی این است که روزی یک بار در یک ساعت مشخص افکاری را که بیشتر به سراغتان می‌آیند روی کاغذ منتقل کنید. نوشتن به شما کمک می‌کند که افکارتان تخلیه شود.

۳- ریلکسیشن (تمدد اعصاب):
این روش به رفع افکار مزاحمی که ریشه در اضطراب دارند، کمک زیادی می‌کند و باعث استراحت اعضای بدن شما خواهد شد. برای این کار بهتر است لوح فشرده یا کتاب‌هایی را که در این زمینه نوشته شده است از بازار تهیه کنید.

۴- تصویرسازی فکر:
چشم‌هایتان را ببندید و موقعیتی را که احتمالاً فکر استرس زا اتفاق می‌افتد، تصویرسازی کنید البته بهتر است که این روش را با کمک یک مشاور اجرا کنید.

۵ - تکنیک توقف فکر:
هر زمان که افکار مزاحم به ذهن شما آمد، خودتان با صدای بلند فرمان «ایست» بدهید. در ابتدا این کار خیلی سخت به نظر می‌رسد، اما تکرار آن باعث می‌شود که به مرور حواس شما پرت شود. پس از ایست، چند نفس عمیق بکشید و به کار عادی خود ادامه دهید یا اگر امکانش وجود داشت، موقعیت خود را تغییر دهید یعنی اگر نشسته هستید، بلند شوید وچند قدم راه بروید.

۶- جانشین سازی افکار:
زمانی که فکری به ذهن شما خطور می‌کند، از خودتان بپرسید که این فکر را با چه افکار دیگری می‌توانم جایگزین کنم و یا به گفت‌و‌گو با فکرتان بنشینید. در پایان به شما توصیه می‌شود که در این خصوص حتماً از مشاوره حضوری بهره گیرید؛ از آنجا که ریشه افکار مزاحم اغلب در اضطراب نهفته است و اگر رفع نشود، خدای نکرده به وسواس فکری یا عملی، ترس‌های بیمارگونه، اختلال خواب یا افسردگی تبدیل می‌شود؛ بهتر است برای پیشگیری، مشاوره خود را آغاز کنید. مطالب اضافه در ادامه مطلب

(راهله فارسی، کار‌شناس ارشد مشاوره/خراسان)


ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 14:16 ] [ میرکریم مجیدی ]
جوانی از پیرمرد ثروتمندی پرسید:
شما چگونه ثروتمند شدید؟
پیرمرد انگشتان شست خود را در جیب جلیقه‌اش کرد و گفت:
پسرجان چهل سال پیش، من فقط دو ریال پول داشتم.
آن را دادم و یک سیب خریدم.
تمام آن روز به برق انداختن سیب پرداختم و در پایان روز آن را به 5 ریال فروختم.
فردا صبح با آن 5 ریال یک کیلو سیب خریدم و دوباره آنها را برق انداختم و تا ساعت پنج بعدازظهر آن را به 10 ریال فروختم.
این کار را یک ماه ادامه دادم و در پایان ماه حدود 500 تومان پس‌انداز کرده بودم.
جوان پرسید:
پس این ثروت را این‌گونه به دست آوردید؟
پیرمرد پاسخ داد:
نه جانم! همان وقت بود که با کسی ازدواج کردم که شرکت آبمیوه‌گیری داشت!!!...

حالا حکایت حکایت ماست
شاید شما هم از گروه کسانی باشید که بر درستی این داستان تاکید می‌کنند و این در حالی است که در این باره داستان واقعی و خواندنی دیگری هم وجود دارد که برای بسیاری حاوی پیام‌های آموختنی است.

  داستان وارن بافت
ایشان نه وزنه‌بردار است نه شطرنج‌باز اما به راحتی وزنه‌هایی را جابه‌جا می‌کند که دیگران در تحلیل آن تنها می‌توانند بگویند او خوش‌شانس است! و همین و بس.
ایشان سال‌های چندی است که در میان پنج اثرگذار برتر اقتصادی جهان قرار دارد.
درباره او داستان‌های خواندنی و گاه باورنکردنی فراوانی وجود دارد.
او درباره خود می‌گوید: زمانی که من 21 ساله بودم بهترین پیشنهادهای مالی را ارائه می‌دادم اما کسی به حرف‌هایم توجهی نمی‌کرد. حالا در 80 سالگی اگر احمقانه‌ترین چیزها را هم بگویم عده زیادی اعتقاد دارند معانی  عمیقی پشت آن کلمات نهفته است. او کسی است که به داستان از کم شروع کردن و استمرار و پیگیری کار درست اعتقاد دارد.
وقتی که سر میز غذا از او می‌پرسند به نظر شما مهم‌ترین عاملی که سبب شده تا این درجه پیشرفت کنید چیست، پاسخ می‌دهد تمرکز و این در حالی است که در بین حاضرین احتمالا تعداد بسیار اندکی معنی واقعی کلمه تمرکز را آن طور که او آن کلمه را زندگی کرده بود درک می‌کردند.
جالب است بدانید در سال 2003 او دو ساعت از وقت ناهار یک روز خود را برای امور خیریه به حراج گذاشت و در نتیجه 8 نفر مجموعا 250هزار دلار پرداختند تا با او ناهار بخورند و در هنگام ناهار از او راهنمایی گرفته و با برخی از قوانین او آشنا شوند.

برخی قوانین وارن
او برای معاملات خود قوانین ویژه‌ای دارد که آن را به دیگران هم توصیه می‌کند.
قانون شماره یک: به هیچ وجه سرمایه‌ات را از دست نده.
قانون شماره دو: قانون شماره یک را فراموش نکن.
قانون شماره سه: زیر بار قرض نرو، وام هم نگیر.
زیرا زمانی که جهل با قرض ترکیب شود نتایج جالبی به بار می‌آید. جهل چشم انسان را بر عقل می‌بندد و پول قرضی باعث می‌شود چشم بسته به جهل ادامه دهی تا مرز حماقت و حماقت جایی است که پول را به باد می‌دهی، پولی را که بانک وام داده است.

یک پیشنهاد دیگر
وارن بافت در یک سخنرانی در دانشگاه جورجیا می‌گوید: عده زیادی از من درباره کار کردن می‌پرسند. نظر من این است که برای کار پیش کسی که بیشتر از همه او را تحسین می‌کنید بروید این نادرست است که تنها به این بهانه که آنها به رزومه شما به دیده احترام می‌نگرند مشغول به کار شوید.
آن کاری را که دوست دارید انجام دهید و پیش کسی کار کنید که بیش از همه مورد قبول شما است.

نااهل نااهل است
وارن بافت معتقد است آدم نااهل هیچ وقت طرف خوبی برای معامله کردن نخواهد بود. دنیا به قدری افراد خوب و شریف دارد که معامله‌کردن با آدم‌های دغل حماقت محض است.
هرگاه احساس کردی که باید از خودت بپرسی (آیا این آدم شایسته اعتماد است؟) باید بی‌درنگ میز مذاکره را ترک کنی و سراغ آدم‌های قابل وثوق بروی و با آنها معامله کنی. نباید در صداقت شخصی که به زودی با او دادوستد خواهی کرد دودل باشی. اگر حالا به طرف خود اعتماد نداشته باشی بعدها هم نخواهی داشت. پس اصلا چه نیازی به اعتماد کردن به این قبیل آدم‌ها.
قاعده ساده است، انسان‌های شریف آماده ایفای تعهداند و مردم بداهل آماده بد عهدی. پس چه بهتر که این دو با هم اشتباه نشوند.

سرمایه‌گذاری‌های مورد علاقه
او برخلاف بسیاری روی صنایعی سرمایه‌گذاری می‌کند که تکنولوژی در آنها تغییرات زیادی ایجاد نمی‌کند. به زبان دیگر از دید مدیریت بازار او به‌دنبال محصولاتی است که منحنی عمر کوتاهی نداشته باشند و ماندگاری آنها در بازار زیاد باشد برای مثال او سرمایه‌گذاری در شرکت آب‌نبات‌سازی را به شرکت‌های اینترنتی ترجیح می‌دهد.
از نکات دیگر در سرمایه‌گذاری‌های او نگاه بسیار بلندمدت به سرمایه‌گذاری است.
درباره وارن بافت در ایران خوشبختانه کتاب‌های ارزنده‌ای به چاپ رسیده که می‌توان به کتاب آموزه‌های وارن بافت و کتاب «گلوله برفی» که به‌نوعی سرگذشت خواندنی او از کودکی تاکنون است اشاره کرد که در نوشته امروز از آنها بهره فراوان برده شده است.

منبع :روزنامه دنیای اقتصاد

 
[ سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 8:17 ] [ میرکریم مجیدی ]
صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهیم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2.     در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

3.     هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

4.آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

5.دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دلهایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6.سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7.تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8.همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

منبع : سايت رسمي كانون ان ال پي ايران

[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 18:2 ] [ میرکریم مجیدی ]

قسمت آخر

هفته نامه آسمان در گفت و گویی با بابک زنجانی به بررسی نحوه ثروتمند شدن او و میزان دارایی ها و بدهی هایش پرداخته است.

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ 9:8 ] [ میرکریم مجیدی ]

هفته نامه آسمان در گفت و گویی با بابک زنجانی به بررسی نحوه ثروتمند شدن او و میزان دارایی ها و بدهی هایش پرداخته است.

 

رضا زندی: صدای سگی که برای محافظت از هلدینگش گماشته شده تا آخر مصاحبه به تناوب به گوش می رسد. کمی جلوتر از میدان آزادی، در یک خیابان فرعی، دو ساختمان بزرگ دارد. اولی متعلق به شرکت هواپیمایی قشم است بالای در دیگری به انگلیسی نوشته است «سورینت». دفتر فراخ و مجلل اش در طبقه پایانی این ساختمان است. ورودی ساختمان با گیاهان پلاستیکی تزئین شده و دفتر کارش را دو گلدان بزرگ حاوی گل های مصنوعی زینت داده است! بهانه گفت وگوی مان اظهارات اخیر زنگنه درباره بدهی بیش از ۲ میلیارد دلاری او به وزارت نفت است؛ بدهی ای که او معتقد است رقمش یک میلیارد و دویست میلیون یورو است.

ساعت۸ شب مصاحبه را آغاز می کنیم و تا ساعت ۱۱ شب ادامه می دهیم. اواخر مصاحبه است که مادرش زنگ می زند تا جویای فرزند میلیاردرش شود. جوانی که در آستانه چهل سالگی، ۲۵ هزار میلیارد تومان سرمایه دارد. ساعت ۱۰۰ میلیون تومانی به دست می کند و بیش از ۶۰ شرکت دارد. بابک زنجانی یک سال است که در خبرها جا باز کرده است. هر بار هم که ظاهر می شود تیتر اول است. صدای نازکی دارد و راحت می خندد. مصاحبه با بابک زنجانی آنقدر ماجرا دارد که ترجیح می دهم ماجرای جدیدی به آن اضافه نکنم. فقط پیشنهاد می کنم این مصاحبه را تا آخر بخوانید. هر چند بیش از ۱۶ هزار کلمه باشد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ 8:57 ] [ میرکریم مجیدی ]
صدای حلقه‌های زنجیر عزاداری امام حسین(ع)هنوز گوش نواز‌ترین آهنگی است که شنیده  می شود و لقمه‌های دست پیچ سیب زمینی و تخم مرغ خوشمزه‌ترین غذایی است که  طعم آن را به یاد دارد.
لحظه به لحظه کودکی هایش، نشانه‌هایی شده‌اند تا امروز گام هایش را همان جایی بگذارد که باید و حتی از نازیبایی‌های زندگی تصویری زیبا خلق کند. دکتر «علیرضا نبی» که قصد دارد اسمش با پایان جسم‌اش فراموش نشود و خداوند را ناظر بر رفتار و کردارش می‌داند با افتخار می‌گوید کارآفرین برگزیده امروز همان پسرک روزنامه فروش و واکسی دیروز است. وی مفتخر است کارخانه‌های عظیمی را به بار نشانده که شرط استخدام در آنها، سوء پیشینه است. زنان و مردانی چرخ این کارخانه‌ها را می‌گردانند که جرمی در کارنامه زندگی آنها ثبت شده اما حالا مدیران و متخصصان این جامعه را تشکیل داده و به شایستگی نشان داده‌اند کافی است همت به خرج داد تا سیاهی‌های زندگی، جای شان را به سپیدی‌ها دهند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 0:23 ] [ میرکریم مجیدی ]
مجله راز - برگردان فاطمه باغستانی: روان شناسان، متفکران عصر جدید و مبلغان مذهبی، سال هاست که در مورد قانون جذب صحبت می کنند. این قانون به زبان ساده می گوید: «هر آنچه به آن فکر می کنیم، خوب یا بد، به سمت ما جذب خواهدشد.»

شما هر باوری هم که نسبت به جهان پیرامون خود و قدرت نهفته در آن داشته باشید، تحقیقات علمی معتبر، تاثیر «مثبت اندیشی» را اثبات کرده اند. در ادامه دوازده روش کاربردی آورده شده که براساس آن قانون جذب می تواند زندگی تان را رضایت بخش تر کند.


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:39 ] [ میرکریم مجیدی ]
مشاغل درآمدزا در اوقات فراغت!

بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند زیرا رسیدگی به خانواده خود نوعی از وظایف است اما داشتن یک شغل کوچک و نه وقت گیر، علاوه بر داشتن درآمد می تواند نوعی سرگرمی محسوب شود که در بعضی اوقات خانواده هم می توانند سهمی در انجام آن داشته باشند.

در اینجا به بعضی از این مشاغل اشاره می کنم :


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 1:9 ] [ میرکریم مجیدی ]
حَمدی اولوکایا، موسس و مدیر عامل شرکت « چُبانی» است که در طول شش سال که از آغاز فعالیتش می‌گذرد، حدود ۲۰ درصد از بازار شش و نیم میلیارد دلاری ماست در آمریکا را در کنترل خود گرفته است. نام آقای اولوکایا که کرد ترکیه‌ است، در فهرست میلیاردرهای سال ۲۰۱۳ مجله فوربس قرار دارد.

به گزارش فایننشال تایمز، موسسه « چُبانی » در مجموع حدود دو هزار کارمند در استخدام خود دارد و محصول خود را در دو کارخانه که بزرگترین مراکز تولید ماست در جهان هستند، تولید می‌کند. «چُبانی» پر فروش‌ترین ماستی است که در بازار آمریکا به فروش می‌رسد.و حمدی اولوکایای ۴۱ ساله می‌گوید راز موفقیتش بازگشت به موضوعات اساسی و اولیه در شناخت بازار و پیروی از غریزه خود بوده است.
وی سال ۲۰۰۵ به این اندیشیده است که اگرچه ماست‌های آمریکا، عمدتا ماست میوه‌ای و ماست‌های شیرین و آغشته به شکر هستند، ماست واقعی همان ماستی است که در مناطقی مثل کوهستان‌های مناطق کردنشین تولید و مصرف می‌شود و قاعدتا باید یک چنین محصولی بسیار بهتر از ماست‌های شیرین به فروش برسد.
 وی با دریافت یک وام یک میلیون دلاری از اداره کمک به تجارت‌های خرد در آمریکا توانست اولین کارخانه خود را خریداری کند.
 پس از آن آقای اولوکایا مصطفی دوئان، یک کارشناس با تجربه ماست‌بندی را از ترکیه به آمریکا آورد. آنها به مدت ۱۸ ماه انواع ماست‌های محصول آمریکا و ماست‌های وارداتی را آزمایش کرده و بالاخره روش ویژه ماست‌بندی خود را تثبیت کردند.
آنها می‌دانستند که بازار آمریکا به ماست شیرین عادت کرده، ولی از خلال صحبت با مصرف کنندگان متوجه شدند که بسیاری از آنها ماست‌های طبیعی را که در کشورهای اروپایی و خاورمیانه رایج است ترجیح می‌دهند.
 آقای اولوکایا در عین حال به این نکته نیز توجه کرد که الگوی مصرف مواد غذایی در آمریکا به سمت مواد طبیعی و کاستن از شکر و مواد مصنوعی گرایش پیدا کرده است. همین نکات ساده راز موفقیت بنای امپراطوری ماست‌بندی در آمریکا بود.
 حمدی‌ اولوکایا در حال حاضر در آمریکا صاحب دو کارخانه‌ است؛ یکی کارخانه‌ای قدیمی در ایالت نیوجرسی که سابقا به شرکت تولید کننده محصولات غذایی « کرَفت» تعلق داشت و دیگری کارخانه جدیدی که با هزینه ۴۵۰ میلیون دلار در ایالت آیداهو احداث شده است.
 موسسه چُبانی سال ۲۰۱۱ یک کارخانه دیگر نیز در اتریش راه اندازی کرد و به سرعت به سومین تولید کننده ماست در آن کشور بدل شد. این مؤسسه در نظر دارد که در سال جاری فعالیت‌های خود در بریتانیا را نیز آغاز کند.
 حمدی اولوکایا نمونه‌ای از مهاجرینی است که به آمریکا مهاجرت کرده و سرنوشتی موفق و برجسته برای خود رقم زده‌اند و به قول معروف «آرزوی آمریکایی» در مور آن‌ها محقق شده است.
 در شرایطی که باراک اوباما قصد دارد قوانین و شرایط مهاجرت به آمریکا را به شکلی بنیادین اصلاح کند، مدافعان این طرح افرادی مانند آقای اولوکایا را نماد مهاجرین موفقی می‌دانند که با نوآوری‌های اقتصادی به رونق بازار کار و تولید در جامعه آمریکا کمک کرده‌اند.

[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:56 ] [ میرکریم مجیدی ]
سرکار خانم سيده فاطمه مقيمی:
متولد سال ۱۳۳۷ در تهران، دارای مدرک مهندسی راه ‌وساختمان،
مديرعامل شرکت حمل‌ونقل بين‌المللی‌وکشتيرانی سديدبار و عضو هيئت م
ديره چند شرکت حمل‌ونقل بين‌المللی


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 15:46 ] [ میرکریم مجیدی ]
داستان زندگی کریس گاردنر(میلیاردری که از صفر شروع کرد)
از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی اش دیده نمی شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...
اگر در صحنه زندگی قرعه این نقش به نام هر کس دیگری جز او می افتاد، بی شک انگ بدشانسی و بدبختی را تا پایان عمر می پذیرفت اما «کریس گاردنر» مردانه جلوی...


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 14:25 ] [ میرکریم مجیدی ]
« Mark Cuban» در یک خانواده متوسط در «Pitts burgh» ایالات متحده متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و همچینین به سبب علاقه فراوان خودش به تجارت به این عرصه قدم گذاشت. در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی با یک عینک ته استکانی در محله های اطراف کیسه زباله می فروخت. و اندک درآمد خود را صرف هزینه های ضروری کودکانه اش می کرد.
 در همان روزها بود که اصول اولیه...

 


ادامه مطلب
[ شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 13:32 ] [ میرکریم مجیدی ]
پول در آوردن از میان بتون ها
لورنزو در سال 1966 ، مدرک کارشناسی خود را در رشته ی مهندسی مکانیک از دانشگاه(technologic  de  monterrey ) دریافت کرد . سپس به آمریکا رفت و برای ادامه تحصیل ، وارد دانشگاه استنفورد شد . در سال 1986 با دریافت مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شد . در پول در آوردن از میان بتون ها
لورنزو در سال 1966 ، مدرک کارشناسی خود را در رشته ی مهندسی مکانیک از دانشگاه(technologic  de  monterrey ) دریافت کرد . سپس به آمریکا رفت و برای ادامه تحصیل ، وارد دانشگاه استنفورد شد . در سال 1986 با دریافت مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شد . در همان سال به شرکت cemex) (  سومین تولید کننده سیمان در جهان پیوست و در سال 1986 مدیر اجرایی آنجا شد و واز 1991 تا کنون نیز رئیس هیات مدیره ی این شرکت است . او با خرید کارخانه های سیمان در کشور های دیگر مانند پورتوریکو ، کاستاریکا و همچنین فرانسه شرکتش را گسترش داد . و در سال 1987 و 1988 شرکت خودرا به یکی از 10 شرکت برتر تولید کننده سیمان در جهان تبدیل کرد . او با خرید کارخانه هایی در پاناما و ایالات متحده به گسترش کارخانه اش پرداخت و در نهایت در سال 1996 ، با خرید سهام عمده یک شرکت کلمبیایی این شرکت به سومین تولید کننده سیمان در جهان تبدیل شد.
این میلیاردر مکزیکی در سال 2005 اقدام به خرید کارخانه سیمان ( rmc )  انگلستان به رقم 8/5 میلیارد دلار کرد . او در سال 2007 به صورت کامل، سازنده قطعات ساختمانی ( kinker) را به قیمت 14/2 میلیارد دلار ، از طرف استرالیایی آن خریداری کردو در سال 2008 در جدول میلیاردر های جهان ، رتبه 785 را کسب کرد.

[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ 15:19 ] [ میرکریم مجیدی ]
اریکا در سال 88 برند سال ایران شد، بالاتر از‌هاکوپیان و گراد. انتخاب‌کننده هم در وزرات بازرگانی بود. این انتخاب در همه‌ي رشته‌ها انجام شده بود و برند‌هایی چون تولی‌پرس، فرش شفقی تبریز، و چندین برند‌ معتبر دیگر هم حضور داشتند. سال 88 اولین سال این انتخاب بود و قرار است هر پنج سال یک بار هم برگزار ‌شود، بنابراین اریکا هم اکنون برند برتر عرصه‌ی پوشاک است.

در سال 89 محمدحسن سیدشجاع مدیر برتر در عرصه‌ی پوشاک شد و در همان جشنواره تندیس‌ این عنوان و تندیس جوان‌ترین مدیر کشور را از دست معاون رئیس جمهور دریافت کرد. در سال 90 اریکا در کنار گروه خودروسازی سایپا،‌ ایرانول، مس سرچشمه، عظیم‌زاده، پاکنوش و .. . . به عنوان یکی از ده شرکت برتر توسعه ملی انتخاب شد.

در همین سال، در مسابقه جهانی پوشاک که در دبی برگزار شد، ایتالیا اول شد، فرانسه دوم، اسپانیا سوم و برای اولین بار در تاریخ ایران، ایران چهارم شد و این بالاترین مقام ایران در عرصه پوشاک را،  این جوان مدیر با برندش اریکا به دست آورد. هم اکنون ترکیه‌از آنها دعوت کرده که در کنار برند‌های بزرگی چون بری‌بری، شنل و برند‌های بزرگ دیگر، حضور داشته باشند. اولین برند ایران در زمینه لباس هستند که‌ایزو 9002 گرفته‌اند و خط تولید‌شان کاملا ایزوله‌است.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ ] [ 21:4 ] [ میرکریم مجیدی ]
مهندس ظهیری
 
بگذارید گفت‌وگویمان را با یک نکته جالب در مورد شما آغاز کنم. شما در دانشگاه درس «قضا» خواندید اما در مورد «غذا» کار کردید. البته این دو فقط در تلفظ شبیه به هم هستند و بین آنها فاصله زیاد است.
 (خنده)... بله. از آن «قضا» به این «غذا» رسیدیم.
 
 قرار بود قضاوت کنید اما...
اما وارد آشپزخانه شدیم. نکته جالبی را گفتید که تا حالا کسی به آن اشاره نکرده بود.
 
ما هم می‌خواهیم در مورد «غذا» حرف بزنیم. جایی که شما مهرام را تاسیس کردید و با ابتکارات اجرای و شیوه‌های اصولی آن را به یک برنده معتبر تبدیل کردید. البته اجازه بدهید قبل از آن نکته‌ای دیگر را بررسی کنیم شما در زندگی‌تان مسیری را داشتید که باعث شد که شم مدیریتی‌تان را تمرین و آن را تقویت کنید.
اول اینکه پدرتان خیلی زود فوت کرد و شما مدیر خانواده شدید. بعدش هم اینکه در رشته حقوق درس خواندید و آشنا شدن شما به مسایل حقوقی هم توانایی‌تان در مدیریت را بالا برد.
فرصت‌هایی که بعدا برایتان به وجود آمد و یا خودتان آنها را به وجود آوردید هم همین‌طور. اولین بار کی متوجه شدید که شم مدیریتی دارید؟ آیا چنین رویایی را در سر داشتید؟


ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ] [ 20:57 ] [ میرکریم مجیدی ]
حالا ماهی بیست میلیون درآمد دارم
چهل و دو سال پیش وقتی من یازده سالم بود، سوختم. مادرم در حالی که بیشتر از هفده سال نداشت،سر زا رفت و من و برادرم بی‌مادر شدیم. پدرم بعد از مادرم با زنی ازدواج کرد که قبلا با مرد دیگری ازدواج کرده بود و چون بچه دار نميشد، جدا شده بود. این خانم گفت هم دختر دارم و هم پسر و با هم زندگی مي‌کنیم اما از آنجایی که خواست خدا چیز دیگری بود، این خانم در خانه پدرم سالی یک و در نهایت ده فرزند به دنیا آورد که یکی از برادران من شهید شد. وقتی نامادری‌ام این همه بچه آورد، من توی این بچه ها گم شدم.


ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ] [ 19:56 ] [ میرکریم مجیدی ]

ندگینامه کارآفرینان موفق - جوانان کارآفرین ایرانی

نام و نام خانوادگی: آقاي بابائي

شركت: ملامين يزد گل

نام محصول: پارچ تصفيه آب وانواع محصولات ملامين

تحصيلات: ديپلم


پدرم يك فرد بسيار منضبط و اهل قلم و فرهنگ و در عين حال كاسب بود و ما شركت ساختماني داشتيم و همه خانواده درگير اين كار بوديم و مرا نيز از 6 سالگي درگير اين كار كرده بودند به طوري كه تمام تعطيلات تابستان را در شركت كار مي كردم و در همان سن 10-9 سالگي به اين نتيجه رسيدم كه بايد سعي كنم كه بهترين باشم، در سن 17 سالگي ديپلم گرفتم و در زمان سربازي در تهران كار ساختمان سازي مي كردم  و تا كنون نيز ادامه دادم و در كنار اين كار اولين كارخانه ظروف ملامين را در 20 سالگي در شهر خودم يزد تأسيس كردم كه آن هم در زمان خودش از سطح بالايي برخوردار بود.

خداوند به من قدرتي داده كه اصلا َبه شكست فكر نمي كنم و نمي دانم شكست چیست و هميشه خودم را فرد توانمند و سازنده اي مي دانم كه اگر الان هم هيچ چيزي نداشته باشم و بخواهم از صفر شروع كنم در هر محيطي كه باشم مي توانم.


ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ] [ 19:52 ] [ میرکریم مجیدی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اگر ندانید که به کجا می‌روید، چگونه توقع دارید به آنجا برسید ؟
هدفم از ایجاد این وبلاگ بوجود آوردن محلی بود که مطالب جالب در خصوص کارآفرینی و خلاقیت و نوآوری که در اینترنت منتشر می شود را در اینجا برای مراجعه بعدی خودم نگه دارم از اینرو اگر منبع یا نویسنده مطلب اگر ثبت نمی شود و یا نیست امیدوارم که کسی رنجیده خاطر نشود.
تا آنجا که نویسنده معلوم باشد ثبت خواهد شد. با نظرات و معرفی وبلاگ خودتان همدیگر را یاری کنیم تا بتوانیم روزی روی پای خودمان بیایستیم.
امکانات وب