X
تبلیغات
کارآفرینی و خلاقیت
کارآفرینی و هرچه مربوط به خلاقیت و توانمند سازی و ایجاد اندیشه نو باشد

حمایت ومقاومت

دوستان نقاط یا بهتر بگم سطوح حمایت ومقاومت یک محدوده قیمتی خاصی است که ریشه در روان شناسی معامله گران دارد.درست است که قله ها و حفره ها حمایتهای ومقاومت های مهمی هستند اما این کافی نیست.

دوستان بازار حافظه دارد.به قیمتهای خاصی حساسیت دارد.من بازار را یک موجود زنده میدانم.چون هر اتفاقی که در بازار میفتد توسط انسان ها که زنده هستند شکل میگیرد.پس بازار هم مثل یک انسان حافظه دارد.
یه قسمتی از جاده تو اتویان آزادگان که درحال بازسازی بود،دست انداز بدی قرار داشت.بطوریکه وقتی میرسیدی باید ایست کامل میکردی بعد حرکت میکردی.اون دست انداز را برداشتند اما تا 2ماه بعدش اون ناحیه ترافیک داشت بدون اینکه سرعت گیر یا دست اندازی باشه.چون هنوز کسانی بودند نمیدانستند اونجا درست شده و راننده نزدیک آن قسمت که میشد ترمز میکرد ویاسرعتش راپایین می آورد که همین باعث تراکم ماشین میشد. مقاومت یعنی این.
پس اولین مقاومت و حمایت حافظه بازار است در قله ها و حفره ها.
زمانی که قیمت سهم حرکت میکند و به یک قیمت جدید بالایی دست می یابد وبرمیگردد، آن نقطه می شود یک سطح مقاومت سهم.در ریزش سهم قضیه برعکس می شود.
وقتی سهمی نزول میکند وکف جدیدی میزند و برمیگردد ،آن نقطه می شود حمایت سهم.
شکاف ها حمایت ومقاومت بسیار مهمی هستند.
وقتی شکافی در نمودار قیمت پدید می آید ،در بازگشت سهم همان شکاف بعنوان مقاومت وحمایت عمل میکند.
اعداد رند سطوح حمایت ومقاومت هستند.اعدادرندمثل 200-300-500-1000-1500
می گویند مقاومت روانی.اعداد رند یعنی قیمتی که بیشتر درحالت محاوره ای بکار می برم. اینجا دقت کنید زمانی 120 هم عدد رند است.مثلا برای سهام وملت 40 تومن عدد رند است اما برای قصفها 4000 تومن.
الگوهای قیمتی هم حمایت ومقاومت هستند به این صورت که محدوده تشکیل الگوی مثلث یا پرچم یا... حمایت خوبی برای صعود سهم است. خط گردن در الگوی سروشانه مقاومت مهمی است.
خط روند صعودی مهمترین حمایت سهم است.
خط روند نزولی مهمترین مقاومت سهم است.
خط پایین کانال صعودی مهمترین حمایت وخط بالایی آن مهمترین مقاومت سهم است.
خط میانگین متحرک حمایت محکمی از سهم میکند.
خط پایینی بولینگر خط حمایت وباند بالایی آن خط مقاومت سهم است.خط وسط هم هردوحالت را به خود میگیرد.
خط 25درصد اولین حمایت سهم است.به این صورت که فاصله ای را که قیمت طی کرده بشمارید،25 درصد آن اولین حمایت سهم است.حمایت بعدی 50 و بعدی 75 است.
مثال:سهمی از 300 تومن به 400 تومن میرسد.این سهم 100تومن حرکت کرده.اگر برگشت کند 25درصد پایین حمایت سهم است یعنی 375 تومن.سپس 350 و 325 تومن.
اعدافیبو ناچی هم که نیاز به معرفی ندارند!
بهترین ، دقیق ترین و مهمترین حمایت ومقاومت سهم در نمودار از این اعداد
برای کسانی که بصورت حرفه ای از تکنیکال استفاده میکنند: خط پایینی در ایچی موکو همیشه حمایت محکمی است.چنگال اندرو :هر خطی که شکسته میشود خط پایینی حمایت سهم است و برعکس.
در شبکه های گن نیز چهارچوب ها حمایت ومقاومتند.سطح 50 ار اس ای حمایت با نقطه متناظر قیمت تشکیل میدهد.
نکته بسیار مهم:
"" خطوط مقاومت پس از شکستن به حمایت و خطوط حمایت پس از شکستن به مقاومت تبدیل می شوند.""
به هر حال دوستان بحث حمایت ومقاومت بسیار جدی وکارآمد است. طولانی هم هست.ممکن است حتی چند مورد از قلم افتاده باشد.
حالا که حمایت ومقاومت را فهمیدیم چگونه از آن استفاده کنیم؟درسته طولانی شدمطلبم اما این را نگیم انگار چیزی نگفتیم.
استراتژِی این است:

اگر سطح حمایت ومقاومت سهمی را نمی توانید تشخیص دهید اصلا وارد اون سهم نشوید.

وقتی سهم تاخط حمایت ریزش میکند،به محض برخورد باحمایت خرید نکنید.صبر کنید حداقل

دوروز یا 4درصد برگردد.بعد باحدضرری یک درصد پایین خط حمایت مزبور خرید کنید.

هنگامی که سهمتان درحال صعوداست وبه یک خط مقاومت نزدیک می شود مراقب باشید.باز به

محض برخورد نفروشید چون ممکن است در مقاومت نفوذ کند.اینجا هم دو روز و 4-6درصد صبر

کنید.

وقتی یک مقاومت محکم سهم شکسته میشود وارد معامله شوید یا خریدتان را کامل کنید.

اگر سطح حمایتی شکسته شد سریع سهم را بفروشید.درصورت برگشت قیمت وعبور مجدد از آ

ن حمایت(که الان شده مقاومت ) مجدد خرید کنید.

سر نقطه حمایت چونه نزنید!چند ریال یا تومن اختلاف سر نقطه حمایت یامقاومت ،ممکن است یک موقعیت خوب را از شمابگیرد.سعی کنید بگویید سطح حمایت ،نه نقطه حمایت.
بطور کلی پس از نفوذ قیمت در حمایت ومقاومت معامله کردن ریسک کمتری دارد.

خط حمایتمان دستان خداوند و خط مقاومتمان گناه و معصیت!!

خدایا نه حمایت مان بشکند ونه در مقاومت مان نفوذ کنیم.

http://bourse3.blogfa.com/

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 23:25 | لینک  | 


چه کسی نخستین گلوله جنگ ارزی را شلیک می‌کند

چکیده: جنگ ارزی واژه‌ای است که در چند روز گذشته در غالب روزنامه‌ها و سایت‌‌های تحلیلی و اقتصادی به چشم می‌خورد. جنگ ارزها که عبارت است از مقابله و رقابت ارزها با یکدیگر برای کاهش ارزش پول ملی هر کشور، ترفندی است که دولت‌ها برای افزایش حجم صادرات و کاهش واردات به کار می‌‌گیرند. با افت ارزش پول ملی، هزینه تولید در هر کشور کاهش یافته و بنابراین قیمت تمام شده کالاها کاهش می‌یابد، همچنین صادرات از جذابیت بالاتری برخوردار شده و قیمت تمام شده کالای وارداتی افزایش خواهد یافت. دولت‌ها با این ترفند توان رقابتی کشور متبوع خود را افزایش و تراز تجارت خارجی خود را مثبت می‌کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 0:48 | لینک  | 

یکی از ارههای پولدار شدن

پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مركزی بانك رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكی پیرزن رسید و مدیر عامل با كنجكاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام كه همانا شرط بندی است ، پس انداز كرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی كه این كار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم دارید !
مرد مدیر عامل كه اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وكیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی كنیم و سپس ببینیم چه كسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی كه ظاهراً وكیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست كرد كه در صورت امكان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل كه مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به كجا ختم می شود ، با لبخندی كه بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل كرد .
وكیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل كه پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاری خواهم كرد تا مدیر عامل بزرگترین بانك كانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون كند.
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 23:34 | لینک  | 

راه و روش پولدار شدن به نقل از مهندس جهانگیری

علی‌اصغر جهانگیری کارآفرین برتر کشور و یک ایده‌پرداز و تولیدکننده باذوق است که تا به حال صدها کارخانه در سراسر ایران تاسیس كرده است و خیلی صفات اینچنینی دیگر دارد اما این تعریف درستی از مردی نیست که از نزدیک او را شناختم. او یک انسان خاص است و شاید از نظر خیلی‌ها پیر به نظر برسد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 18:18 | لینک  | 

چهار میلیاردر بزرگ ایرانی

این چهار میلیاردر زندگینامه‌ای بس عجیب شبیه هم دارند و راهی که رفته‌اند، به شکل تعجب‌آوری شبیه هم بوده است. این شباهت در سطرسطر این زندگینامه‌ها قابل مشاهده است. سوالات نگارنده اما از تمام آنها ثابت بوده است. چگونه میلیاردر شدید؟ آیا از روز اول همین‌گونه پولدار بوده‌اید؟


ماشینش رو نیگا کن.لامصب لکسوزه، بی‌ام‌وست. بنزه. رینگش اندازه کل ماشین من می‌ارزه. میگن 300 میلیون تومن بابتش پول داده... خونه رو نیگا. هزارمتری بر فرشته فقط یکی از دارایی‌هاشه. 10تا خونه داره. یکی رو داده اجاره، یکی مال اون پسرشه، یکی مال اون دخترشه،... چک می‌کشه یه برگ زندگی ما رو می‌خره... بابا یارو میلیاردره... اینها فکرهای جسته گریخته، جویده و حسرت‌آلودی است که بسیاری از مردم هنگام دیدن خانه‌ها و ماشین‌ها و زرق و برق‌های آنچنانی میلیاردرهای سرزمین ما در مقایسه با زندگی محقر اکثر ما از ذهن می‌گذرانند.


میلیاردرها از نظر بسیاری آدم‌هایی که لحظه‌ای از کنارشان رد می‌شوند، انسان‌هایی فضایی‌اند.اما شاید همیشه یک سوال بزرگ در این میان ناگفته مانده باشد، آقای میلیاردر! چگونه میلیاردر شدید؟ از کجا آوردید؟ ارث پدری؟ تلاش و تقلا؟ شانس؟
یافتن گنج؟ یا خدای ناکرده پایین بالا کردن حق این و آن و دست زدن به روش‌ها و کارهایی که خدا و عرف و قانون و اخلاق سخت طردش می‌کند؟ این گزارش در تلاش برای یافتن پاسخ این پرسش از میان میلیاردرهای متعددی که در ایران وجود دارند به سراغ چند نفر که دست یافتنی بودند رفت تا ساده و صریح از آنان بپرسیم ثروتی که به دست آورده‌اند، چگونه و از چه راهی بوده است؟

روشن است این توضیحات بیانگر معرفی کل جمعیت میلیاردرهای کشور نیست که هر انسان و هر زندگی حکایت و سایه‌روشن‌های خودش را دارد. لذا این روایت نه درصدد تایید و نه در پی تکذیب کسی یا قشری است و در پی قضاوت هم نیست. احد عظیم‌زاده، اسدالله عسکراولادی، محمد صدرهاشمی‌نژاد و شاهرخ ظهیری چهار شخصی بودند که سفره زندگیشان را پیش روی نگارنده گشودند. طوری‌که این گفت‌وگوها به یک زندگینامه فشرده خودنوشت تبدیل شده و این چهار میلیاردر راه رفته زندگی از کودکی تا به امروزشان را حکایت کرده‌اند. این زندگینامه‌ها حکایات بسیاری دردل دارد و به همان نگاه‌های حسرت‌آلود به آن ماشین‌ها و خانه‌ها و زرق و برق‌ها دریچه‌ای جدید می‌گشاید.

این چهار میلیاردر زندگینامه‌ای بس عجیب شبیه هم دارند و راهی که رفته‌اند، به شکل تعجب‌آوری شبیه هم بوده است. این شباهت در سطرسطر این زندگینامه‌ها قابل مشاهده است. سوالات نگارنده اما از تمام آنها ثابت بوده است. چگونه میلیاردر شدید؟ آیا از روز اول همین‌گونه پولدار بوده‌اید؟

چه راه و مسیری را طی کرده‌اید که اکنون به این جایگاه رسیده‌اید؟ و آیا این رسیدن آسان بوده است؟ و سرانجام اکنون که به این جایگاه رسیده‌اید، چه احساسی نسبت به پول دارید و با این همه پول چه خواهید کرد؟...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 17:52 | لینک  | 

بخريم يا بفروشيم؟
اول این‌که، یک تفاوت بسیار مهم بین یک معامله‌گر حرفه‌ای و یک معامله‌گر آماتور وجود دارد، معامله‌گر حرفه‌ای خرید‌های پلکانی را از کف قیمت انجام می‌دهد و وقتی وارد سود شد به مرور دست به فروش‌‌های پله‌ای زده و خروج از سهم را با رسیدن قیمت به نقاط مقاومتی به ماندن ترجیح می‌دهد.

اما معامله‌گر آماتور هر چقدر قیمت بالاتر می‌رود بیشتر می‌خرد و رویای کسب سود او را وارد جریانات پرریسکی می‌کند. فرض کنید قیمت یک سهم 350تومان و هدف رسیدن به 700تومان است؛ با تحلیلگری روی حمایت اول، اولین خرید را می‌کند اما با عبور قیمت از یک سقف مهم یا یک نقطه مقاومتی مهم خرید بعدی را انجام می‌دهد و سر‌انجام با رسیدن به مقاومت‌های بعدی که مهم باشند، فروش سهم را آغاز می‌کند.

معامله‌گر آماتور دقیقا برعکس عمل می‌کند و در کف قیمت دست به خرید نمی‌زند چون نگران است که نکند قیمت بیشتر افت کند، لذا وقتی سهم به اولین مقاومت رسید، می‌خرد و متوجه می‌شود که سهم را در جای خوب و مناسبی خریده است. اما همین‌طور که قیمت بالاتر و بالاتر می‌رود و به مقاومت‌های اساسی و مهم می‌رسد معامله‌گر آماتور خرید خود را سنگین‌تر می‌کند و در آخر شاید تک سهم شود! حالا که سهم به سقف خود رسیده و معامله‌گر حرفه‌ای از سهم خارج شده، معامله‌گر آماتور که خرید اول را در جای خوب و خرید‌های بعد را در سقف انجام داده، به امید جمع‌‌آوری صف فروش، تعدیل مثبت و تقسیم سود و شایعات دیگر، ریزش قیمت‌ها را به نظاره می‌نشیند...

دوم این‌که، هیچ معامله‌گری نمی‌تواند در کف قیمتی وارد سهم شود و در سقف خارج شود،پس نباید سعی کنید همگام با بازار پیش بروید و سعی نکنید از بازار جلوتر باشید و سعی نکنید از خرد جمعی و نظرات دیگر معامله‌گران حرفه‌ای بهتر عمل کنید بلکه کافی است شما هم مانند دیگر معامله‌گران حرفه‌ای همچون بازار معامله کنید و در روند آن بمانید. ممکن است گروهی حرکت مثبتی را آغاز کنند اما باید بدانید که در میانه راه وارد شدن هم قوانین خاص خودش را دارد.این قوانین اینگونه است که اولا بیش از 10 درصد از آن سهم را نخرید و ثانیا حد ضرر نزدیک و معتبری باید وجود داشته باشد تا شما را تضمین کند.فرض کنید سهمی در قیمت 1050تومان نسبت قیمت به درآمد P/E 4/3 دارد و به لحاظ تکنیکال هم در محدوده 1000-980 تومان یک حمایت دارد؛ حال آن‌که سیگنال خرید در قیمت 880 تومان صادر شده و شما نمودار سهم را پس از مخابره سیگنال خرید دیده‌اید. بهترین کاری که شما می‌توانید در این موقعیت انجام دهید، این است که وارد سهم شوید زیرا مرز روانی هزار تومانی و حمایت تکنیکال دارد لذا با در نظر گرفتن محدوده 975 تومان به پایین آن با نسبت قیمت به درآمد (P/E)4 به شما می‌گوید که این سهم به سختی می‌تواند به زیر قیمت 975 تومان بازگردد! به هر حال باید در نظر بگیرید که وقتی در بازار دست به معامله می‌زنید، اگر حد معقول و منطقی در نزدیکی معامله شما وجود داشته باشد می‌توانید وارد معامله شوید حتی اگر سهم موردنظر در میانه راه رشد باشد.

سوم این‌که؛ وقتی از سهم‌های لیدر بازار نمی‌خرید و یک دفعه می‌بینید حرکت صعودی آن‌ها شروع شد، نباید ناامید شوید و تصور کنید که فرصت از دست رفته و ناچارید در گروه‌های دیگر به معامله بپردازید؛ این تصور کاملا اشتباه است. تجربه نشان داده برخی دوستان بورس‌باز که در پرتفوی خود سهام پتروشیمی نداشتند، وقتی شاهد رشد قیمت و صعود نمادهای این گروه بودند برای کاهش فشار روانی این موضوع برخودشان سراغ سهم‌هایی می‌روند که بازار هیچ تمایلی به آن‌ها از خود نشان نمی‌دهد و سعی می‌کنند با فرضیه‌سازی این‌طور وانمود کنند که گروه‌های پیشرو بازار به زودی متوقف می‌شوند و این‌طور استدلال می‌کنند که رشد آن‌ها حبابی بوده و بی‌دلیل رشد کرده‌اند اما سهمی که دوستان مدنظر قرار داده و وارد آن شده‌اند، به زودی رشد قابل توجه و چشمگیری را تجربه می‌کند! این تفکر هم کاملا اشتباه و محکوم به شکست است. بهتر است سعی کنید از چنین اقداماتی به‌ویژه در این روزها خودداری کنید و جوگیر نشوید.

چهارم‌ این‌که؛ ممکن است بسیاری از ما به طور کلی معامله‌گران حرفه‌ای باشیم اما در برخی موارد آماتورگونه رفتار و معامله کنیم. درست است که این روزها بورس در حال رکوردشکنی‌های تاریخی در شاخص‌ها و رشد قیمت‌ها و ارزش بازار است و سقف‌ها و قله‌ها را یکی پس از دیگری رد و فتح می‌کند و همچنین پرواضح است که شاخص 30هزار واحدی، روزی برای ما رویایی بیش نبود و اکنون شاخص بیش از هشت‌هزار واحد بالاتر از آن است اما حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به امید سود بیشتر شروع به خرید نکنیم زیرا اگر معامله‌گری بر اساس تحلیل شخصی خودش، وضعیت کنونی را موقعیت فروش تشخیص نمی‌دهد باید حداقل این را هم در نظر بگیرد که فرصت‌های فعلی بازار فرصت خرید نیست بلکه در حال حاضر سهامدارانی که از قبل سهام موردنظرشان را خریده‌اند می‌توانند با تعیین حد ضرر معقول و نزدیک، حفظ سهام کنند. تجربه نشان داده که خرید کردن در این قیمت‌ها پراسترس و پرریسک خواهد بود!

و در پایان به سوالی بپردازیم که این روزها فعالان بازار و بورس‌بازان با آن کلنجار می‌روند و دست به گریبانند و آن این‌که «آیا قیمت‌ها به سقف رسیده است؟» در پاسخ باید گفت که در حال حاضر نسبت قیمت به درآمد P/E سهم‌ها بسیار جذاب است و به لحاظ تحلیل بنیادی هم می‌توان گفت که در ابتدای راه رشد بورس قرار داریم اما به طور قطع باید گفت موقعیت فعلی، موقعیت مناسبی برای خرید نیست و هرچند بازهم شاهد رشد قیمت سهام شرکت‌ها باشیم؛ چون حد ضرر نزدیکی نمی‌توان برای آن‌ها تعیین کرد، اقدام به خرید و ورود به سهم کار درست و معقولی نیست اما نگهداری سهام با دید سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌تواند حرکت صحیح و در واقع بهترین حرکت در جهت فعالیت‌ سهامداری باشد.

این نکته را هم باید در نظر گرفت که تشخیص اصلاح قیمت بازار در حال حاضر بسیار مشکل است و بعید است کسی بتواند با قطعیت در این‌باره نظری بدهد و توصیه آخر این‌که به استراتژی پایبند باشید، نقدینگی خود را بیشتر کنید، نسبت به شناسایی سود مناسب اقدام کنید و برخی سهم‌های پرپتانسیل را با دید سهامداری یعنی سرمایه‌گذاری بلندمدت نگهداری کنید تا اگر بازار رشد دیگری داشت، از قافله عقب نمانید و سود خوبی به جیب بزنید...
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 22:10 | لینک  | 

گفت و گویی با «جان فلمینگ» درباره فروشگاه‌های زنجیره‌ای «وال مارت»

جان فلمینگ، بازاریاب ارشد، می‌گوید، شیوه بازاریابی فروشگاه‌های «وال مارت» بسیار مشابه سایر خرده‌فروش‌ها است. با این حال، سطح پیچیدگی این روند برای شركت به منظور ارتقا و بهبود روابط بین فروشگاه و مشتری به طرز چشمگیری افزایش یافته است؛ به طوری كه این شركت، به‌رغم دارابودن بیش از 6200شعبه، تقریبا با فروش 405 میلیارد دلاری (در سراسر دنیا) در سال 2009 همچنان بزرگ‌ترین فروشگاه زنجیره‌ای دنیا به حساب می‌آید.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:16 | لینک  | 

مصاحبه با غلامعلی سلیمانی، موسس شرکت کاله

مصاحبه با موسس شرکت کاله ، مردی که برند ساختن را به دنیا آموخت.
61 ساله و اهل آمل است. او نتیجه یک عمرکار و تلاش بی‌وقفه و خلاقانه است. با او در شرایطی مصاحبه کردیم که به تازگی و پس از ماه‌ها درمان جراحت‌های حادثه تصادف خودرو، برسرکار آمده بود، اما همانند گذشته فعال و پرجنب و‌جوش.

پشتکار و جدیت دور اندیشانه
61 ساله و اهل آمل است. او نتیجه یک عمرکار و تلاش بی‌وقفه و خلاقانه است. با او در شرایطی مصاحبه کردیم که به تازگی و پس از ماه‌ها درمان جراحت‌های حادثه تصادف خودرو، برسرکار آمده بود، اما همانند گذشته فعال و پرجنب و‌جوش. به کارش عشق می‌ورزد و اعتقاد دارد "این کشور نیازمند تولید و صنعت است. ما چند دانشگاه صنعتی داریم بدون اینکه صنعت داشته باشیم  و یا به آن اهمیت بدهیم ."

درگفته‌های او هزاران نکته است. ازشکست و تلخ کامی می‌گوید، از تدریس خصوصی و پرداخت دستمزد کارگران با درآمد تدریس. از عدم همراهی‌ها، نامرادی‌ها ومهم تر از همه بی‌اعتنایی خودش به ناهمواری‌های راه می‌گوید.
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:12 | لینک  | 

احمد اسلامیان، بزرگترین تولید كننده رنگ های صنعتی و ساختمانی در ایران و قطعه ساز برتر

در سال 1331 در شهر سنگسر استان سمنان متولد و در یک خانواده ی متوسط و منضبط بزرگ شد. پدر و مادرش فوق العاده خوش فکر بودند و به گفته خودش، ما را در تمام زمینه ها تشویق و یاری می کردند. پدرش مانند بقیه سنگسریها، دامدار بود و وضعیت نسبتا خوبی داشتند.

در سال 1331 در شهر سنگسر استان سمنان متولد و در یک خانواده ی متوسط و منضبط بزرگ شد. پدر و مادرش فوق العاده خوش فکر بودند و به گفته خودش، ما را در تمام زمینه ها تشویق و یاری می کردند. پدرش مانند بقیه سنگسریها، دامدار بود و وضعیت نسبتا خوبی داشتند.

دوران کودکی را در سنگسر گذراند، تابستانها کار می کرد و زمستانها درس می خواند و خود کفا بود. بعد از آن دو سال در سمنان تحصیل کرد و سپس به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در تهران به صورت شبانه گذراند و با پیشنهاد یکی از دوستانش وارد کار رنگ شد. در طول تحصیل در یکی از شرکتهای رنگ سازی در جاده ی کرج به عنوان مسئول تولید و بعد از آن به عنوان مسئول آزمایشگاه کار می کرد.

 بعد از گرفتن دیپلم به خدمت سربازی رفت. در سال 1356 بعد از تمام شدن خدمت با تخصص و تجربه ای که کسب کرده بود و علاقه ای که داشت با یک سرمایه ی جزئی و همکاری برادرانش و چند نفر از شرکاء، شرکتی را در گرمسار تأسیس کرد. ابتدا نام آن شرکت، شط رنگ بود که با تشابه اسمی که بعداً ایجاد شد به پارس اِشن تغییر نام پیدا کرد. سپس از طریق وزارت صنایع حدود دو سال در دانشگاه امیر کبیر و دانشگاه شریف کلاسهای مربوط به صنعت رنگ سازی را به صورت تئوری گذراند. در آنجا به او پایان نامه ای دادند که از نظر تئوری و تکنیکی او را تأیید می کرد. نهایتاً با تلاش و کوشش زیاد با توجه به افت و خیز های سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژی که در زمان جنگ ایجاد شده بود، با قدرت و همت در مقابل مشکلات اقتصادی ایستادگی و همراه با برادرانش شرکت را تقویت کردند و توانستند 400 تن رنگ و انواع رنگ های ساختمانی و تینر بسازند. از سال 1362 به مرور شرکت را توسعه دادند. در حال حاضر شرکت پارس اِشن یکی از شرکتهای موفق و بزرگترین تولید کننده ی رنگ در ایران می باشد و اخیراً هم در حال وارد کردن تکنولوژی رنگ پولی در ایران می باشند.

 هم اکنون به کشورهای متعددی رنگ صادر می کنند و در حال رقابت با کشورهای آمریکایی، اروپایی، انگلیسی و آلمانی هستند و سعی می کنند که تولیداتشان را با قیمت بهتر و کیفیت عالی عرضه کنند.

 در سال 1377 با كمك یكی از دوستان شركت روستا را خریداری نمودند و وارد كار قطعه سازی شدند و توانستند در حدود 5،4 سال در آنجا سرمایه گذاری کرده و ماشین آلات جدید اضافه کنند. طرح و توسعه ی زیادی در این زمینه مطرح و در حال حاضر در حال تولید کمک فنر و کانتینر برای کشتی ها می باشند. هم اکنون شرکت روستا از نظر تخصصی، تکنیکی، موفقیت اقتصادی و اجتماعی در استان سمنان و سنگسر جزء اولین ها می باشد. شركت روستا در حال حاضر ، یكی از برترین قطعه سازان ایران خودرو به شمار می آید.

  غیر از پروژه های خصوصی که با شرکاء در شرکت دارند، به همراه پنج نفر از صنعتگران برجسته سنگسر در حال انجام چند پروژه بزرگ که شامل پروژه تولید اسید چرب گلیسیرین که حدود 4 میلیون دلار هزینه دارد، می باشند. پروژه تولید کیت گازسوز و گاز سوز کردن خودرو و پروژه تولید دیوارهای گچی پیش ساخته در حاشیه شهر از دیگر پروژه ها به حساب می آید. این پروژه های بزرگ با نام شرکت ایسکو (ایندس سنگسر) انجام می گیرد.

 به گفته ایشان، در دوران کودکی الگوی خاصی نداشت ولی همیشه دوست داشت در تمام زمینه ها اول باشد. در حال حاضر موقعیت اجتماعی و اقتصادی فوق العاده ممتازی نسبت به افرادی که می شناخت کسب کرده است و دوست دارد به دیگران نیز کمک کند تا به این موقعیت برسند.

 "ایده جرقه ای است که در ذهن انسان می آید، بعد ما آن را به صورت واژه در می آوریم و به مرحله ی عمل می رسانیم."

 انسان در هر مرحله ای برای رسیدن به هدف باید انتخاب درست و منطقی داشته باشد و این انتخاب باعث موفقیت در زندگی می شود. همچنین عامل دیگر موفقیت، به روز کار کردن پرسنل و آموزش است که باعث می شود کارکنان با علم و تکنولوژی روز دنیا آشنا شوند.

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:6 | لینک  | 

احد عظیم زاده : موفق ترین تاجر فرش در دنیا هستم

«احد عظیم زاده هستم، موفق ترین «بیزینس من» فرش دستباف در دنیا». در این نقل قول تردید نتوان كرد. او چنان با قاطعیت از كار و تجارت خودش دفاع می كند كه ناخودآگاه مخاطب را به این واقعیت می رساند كه فرش عظیم زاده در عرصه تجارت یك استثناء است.

اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت كنونی اش قیاس كنیم، شگفت زده خواهیم شد. كسی كه در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اكنون با اتكا به خلاقیت و كار طاقت فرسای خودش، یكی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار كه برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تكان می دهد.آن هم در هنگامه ای كه بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر كاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.
   
متن گفت وگو با احد عظیم زاده را بخوانید.
   
آقای عظیم زاده! چند سالی است كه بحران فرش دستباف ایران را به گردن مدیریت غیرعلمی در داخل و فرصت طلبی رقبا در خارج می اندازند. واقعا از نظر جنابعالی چرا تولید و صادرات فرش دستباف ایرانی با آن قدمت و اصالت و ابهت به این حال و روز افتاده كه قدرت رقابت با تولیدات باسمه ای پاكستان را هم از دست داده است؟
   
پیش از انقلاب 68درصد بازار های جهانی فرش در اختیار ایران بود. در حال حاضر سهم كشورمان از این بازار 22درصد است.
   
به نظر من تولید فرش دستباف نه تنها افت نكرده، بلكه به لحاظ كمیت و كیفیت رشد هم داشته است. اما چرا برخی كشور ها با سابقه صدسال تولید فرش دستباف، گوی رقابت را از ایران كه سابقه ای 3هزار ساله دارد، ربوده اند؟ این روند چند دلیل دارد كه یكی از آن دلایل، فرصت طلبی رقبای خارجی است. از این نكته غافل نباشیم كه فرش تولیدی رقبای ما هنوز در بازار های جهانی امتحان پس نداده است. همه می دانند كه فرش دستباف ایرانی اعتبار جهانی دارد. در موزه های مشهور دنیا، هر قطعه فرش ایرانی از 5 تا 30میلیون دلار قیمت دارد. بنابراین از برلیان، مرغوب تر و گران تر است. اما آیا بازاریابی های ما كه عمدتا از سوی كارشناسان دولتی صورت می گیرد، حرفه ای و جامع است؟ من می گویم نه. چون كارشناسان دولتی، تجربه این كار را ندارند. چیز هایی در دانشگاه خوانده اند كه بعضا با واقعیت ها تناسب ندارد. نه اطلاعات كامل در زمینه فرش ایران دارند و نه بازار ها را به خوبی می شناسند. در نتیجه برخی اوقات فقط پیشنهاد های غلط می دهند و به این صنعت ملی آسیب هم می رسانند. بافندگان فرش با خون جگر تولید می كنند اما چون پای عرضه می لنگد نه آنها منتفع می شوند نه صادركنندگان.
   
حدود 2میلیون و 400هزار نفر بافنده فرش داریم كه یكی یكی دارند میدان را خالی می كنند و احتمالا برای كاریابی یا باید به سوی میادین پارس جنوبی بروند یا در حالت دیگر، به اعتیاد پناه ببرند. آیا این بازی با اقتصاد كشور نیست.
   
اما دولت مدعی است كه از این صنعت حمایت می كند. مراكز مختلفی هم به همین منظور تاسیس شده حتی اخیرا طرح تبلیغات ماهواره ای فرش از طریق كانال های پربیننده خارجی مطرح گردیده و ظاهرا اعتبار كلانی هم به آن اختصاص داده شده است.
   
دولت چگونه حمایت می كند؟ تلویزیون ملی كشور كه باید رسانه اصلی تبلیغات صنعت ملی فرش باشد، چه كار كرده است؟
معاون سابق سازمان توسعه تجارت، دو سال پیش رسما اعلام كرد كه این سازمان 50درصد تبلیغات برون مرزی فرش ایران را از طریق شبكه «جام جم» تقبل می كند. شركت فرش عظیم زاده در سال 1384، بیش از یك میلیارد و دویست میلیون تومان (بله تومان، نه ریال!) به تبلیغ داخلی فرش دستباف اختصاص داد. این كاری بود كه خودم برحسب ضرورت برای شناخت این صنعت انجام دادم و انتظار یارانه هم از دولت نداشتم. اما از سوی دیگر، طبق صورتحساب صدا و سیما، در همان سال 780میلیون تومان تبلیغات برون مرزی داشته ام كه علی الظاهر نصف آن را باید سازمان توسعه تجارت تقبل می كرد. اما از شما چه پنهان كه بعد از هشت ماه دوندگی و گرفتاری های بوروكراسی اداری، قرار شد این سازمان فقط پرداخت 10درصد مبلغ كل صورتحساب «جام جم» را تقبل كند. یعنی 180میلیون تومان! خلاصه از این رقم هم 30میلیون تومان قرار است به صورت علی الحساب پرداخت شود و مابقی به بودجه سال آینده واگذار شده است كه البته هنوز هیچ چیز معلوم نیست. آیا این است حمایت های دولتی؟ من تا كی می توانم از جیبم هزینه های هنگفت تبلیغات فرش ایرانی را بپردازم؟ حتی اگر دولت 50درصد هزینه تبلیغات را هم بپردازد باز بودجه تبلیغات داخلی و خارجی شركت فرش عظیم زاده، بیش از یك میلیارد و 600میلیون تومان در سال 84 بوده است كه فكر نمی كنم خود دولت هم این مقدار برای تبلیغ فرش ایرانی هزینه كرده باشد.
   
آیا این فرصت به شما داده شده كه مستقیما درباره مسائل كار خود با مدیران ارشد وزارتخانه ارتباط برقرار كنید. شاید آنها واقعا از این ماجرا خبر ندارند.
خیر. تا به حال حتی یك جلسه رسمی در این خصوص برگزار نشده. الان چهار ماه است كه تقاضای ملاقات با وزیر بازرگانی كرده ام اما هنوز موفق به دیدار ایشان نشده ام. من یك بازرگان موفق هستم و باید در وزارتخانه بازرگانی به رویم باز باشد، اما این طور نیست.
   
برگردیم به این نكته مهم كه می گویند رقبا طرح های فرش ایرانی را سرقت كرده اند و با كپی از روی آنها، محصولات خود را به نام ایران صادر می كنند. آیا واقعا چنین است؟
بله، باید از مدت ها پیش، برای فرش ایرانی شناسنامه صادر می شد. ما در شركت فرش عظیم زاده این كار را كرده ایم و فرش را با شناسنامه اش كه حكم پاسپورت را دارد، صادر می كنیم. دكتر میركاظمی، وزیر محترم بازرگانی از این ایده ما استقبال كرد و آن را ستود. با این وصف، دیگر نمی شود در بازار جهانی تقلب كرد.

در زمینه برگزاری نمایشگاه ها چه نظری دارید. آیا ساختار دولتی نمایشگاه در ایران، مقتضیات جهانی را دارد؟
شركت سهامی فرش ایران كه برگزار كننده اصلی نمایشگاه های تخصصی فرش در كشورمان است با این مقوله بیگانه است. نمایشگاهی كه پارسال در تهران برگزار شد واقعا جای تاسف داشت و مایه آبروریزی بود، اگر این شركت نمی تواند مجری نمایشگاهی خوبی باشد بهتر است از خیر آن بگذرد. متری 20هزار تومان سود می برند كه چی؟ این حمایت از صادركننده نیست. ظلم آشكار به او است. خدمات فاقد كیفیت به صادركنندگان و مهمانان خارجی هم حكایتی دیگر دارد كه مثل روز روشن است. سالن ها گرم است، كولر كار نمی كند، آسفالت و چمن محوطه های نمایشگاه درب و داغان است و… چرا در نمایشگاه های خارج از كشور همه چیز مرتب و منظم است و بهترین خدمات را به مهمانان و بازدیدكنندگان می دهند؟ به هرحال آنها می دانند كه با برپا كردن چند غرفه، نمایشگاه برگزار نمی شود.
   
یك سوال دیگر، باتوجه به تجربه دیدار شما از نمایشگاه های خارجی و تعامل نزدیك با بازارهای جهانی بیشترین استقبال خریداران از كدام نوع فرش دستباف ایرانی صورت می گیرد؟
فرش تبریز. نه اینكه فكر كنید چون خودم تبریزی هستم، این ادعا رادارم. واقعیت همین است. فرش تبریز از نظر طراحی و رنگ آمیزی بسیار متنوع و خلاقانه است. فرش نائینی سال ها است كه فقط پنج ، شش رنگ دارد. فرش اصفهان هم قبل از انقلاب، وضعیت بهتری داشت اما حالا افت كرده چون تنوع ندارد. جاهای دیگر هم، همین طور، متاسفانه تنوع تولید از بین رفته است.
   
گران ترین فرشی كه تا به حال به مشتریان خارجی فروخته اید چقدر ارزش داشته؟
درست یادم نیست. من فرش یك میلیون تومانی فروخته ام. 200میلیون تومانی هم فروخته ام...
   
چندتا فروشگاه در ایران و خارج دارید؟
در تهران 2 فروشگاه بزرگ فرش دارم.
در توكیو هم انبار فرش دارم، در همین فروشگاه (جام جم) مرغوب ترین فرش ها و تابلوهای دستباف ایران را می توانید ببینید.
   
در بازارهای داخلی اوضاع چگونه است، فرش های نفیس چگونه قیمت گذاری می شوند، آیا معیار حرفه ای وجود دارد؟
در فروشگاه من همه فرش ها كدگذاری شده اند و قیمت های كارشناسی شده و مشخص دارند. طبق خرید، با سود منصفانه قیمت گذاری كرده ایم. تخفیف هم می دهیم، هم به مشتریان خارجی، هم به خریداران داخلی، یك مساله این است كه قیمت فرش دستباف در بازار داخلی فقط تابع اراده فروشنده است. خارجی ها بارها به من گفته اند مثلا در فلان بازار، چون دیدند خارجی هستیم، قیمت ها را بالا بردند. درحالی كه نباید این طور باشد. دلال ها، كمیسیون می گیرند و قیمت ها را بالا می برند.
   
شما خودتان این همه فرش های نفیس را از كجا خریداری می كنید؟
از جاهای مختلف. عمدتا از بازار تبریز. هر وقت به بازار تبریز می روم مثل این است كه زلزله آمده باشد. سه، چهارمیلیارد تومان فرش می خرم و آن بازار را تكان می دهم.
   
چند تاجر فرش در ایران این قدر قدرت خرید دارند؟
خودم هم كارخانه دارم كه 700كارگر و بافنده در آنجا كار می كنند. سال گذشته می خواستم با این صنعت خداحافظی كنم اما بعد به این نتیجه رسیدم كه فقط «پول» كافی نیست. انسان آن است كه مثل درخت سایه داشته باشد.
   
از خودتان بگویید و اینكه چه شد كه تاجر فرش شدید آن هم به قول خودتان، موفق ترین تاجر فرش در دنیا.
زادگاه من روستای اسفنجان است در 20كیلومتری تبریز. هفت ساله بودم كه پدرم را از دست دادم و همین مصیبت باعث شد كه از پشت میز كلاس اول، یكراست بروم پشت دار قالی. هفت سال فرش بافتم. با فقر و رنج زیاد زندگی كردم و خرج و مخارج خانواده ام را تامین كردم. شب ها درس می خواندم و روزها كار می كردم. از چهارده سالگی به بعد، شدم فروشنده سیار فرش. از فروش هر فرش دستباف یك تومان دستم می آمد تا بعدها كه انقلاب شد و رفتم سربازی. از خدمت نظام كه برگشتم، چند سفر خارجه رفتم و توانستم مشتریانی قابل اطمینان دست وپا كنم و این آغاز فعالیت تجاری من بود. تا بعد كه یك كارخانه در اسفنجان و یكی هم در تبریز راه اندازی كردم.
   
سرمایه را از كجا آوردید؟
خودم 20هزار تومان سرمایه داشتم. 20هزار تومان هم از یكی از بستگانم قرض كردم، 60هزار تومان هم وام بانكی گرفتم. خلاصه، ریسك كردم. من آدمی ریسك باز هستم، ریسك تجارت می كنم. به پیشنهاد یك مشتری خارجی برای اولین بار در ایران شروع كردم به تولید فرش گرد دستباف تا اینكه پایم به كشورهای اروپایی باز شد و شدم تاجر فرش. اگر آمار دقیق صادرات را اعلام كنند و پیمان فروش ها و دلال ها، خودشان را به عنوان صادركننده، جا نزنند، آن وقت معلوم می شود كه صادركننده نمونه كشوری در زمینه فرش دستباف چه كسی است.
   
در سال 84 حدود 400میلیون دلار فرش به خارج صادر شده، سهم شركت فرش عظیم زاده از این میزان صادرات چه قدر بوده است؟
5میلیون و 840هزاردلار.آمار صادرات صادركننده نمونه كشوری در سال 1384، بیش از 8میلیون دلار بوده كه یك رقم غیرواقعی است چون همین صادركننده در سال 82، 2میلیون دلار فرش صادر كرده بود. آیا جای تعجب ندارد كه با وجود بحران صادرات فرش در سال 84، یك صادركننده 8میلیون دلار صادرات داشته است. این رشد 400درصدی چگونه بررسی شده؟ آیا جز این بوده كه از طریق پیمان فروشی، به این رقم نائل شده اند؟
   
ضمن اینكه من ارزیابی های گمرك را دقیق نمی دانم بنابراین این آماری كه اعلام می شود جای سوال دارد و صادرات واقعی را نشان نمی دهد.
   
مصاحبه :
مهرداد گوران

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:51 | لینک  | 

آشنایی با محمود خلیلی، بنیان گذار برند بوتان

محمود خلیلی در سال‌های دهه چهل که به نحوی روند توسعه صنعتی نیز در ایران به تدریج شکل می‌گرفت هنگامی که کسی گاز را نمی‌شناخت ، موفق شد گاز را به منازل مردم برساند. او با دریافت امتیاز توزیع و عرضه گاز مایع از شرکت نفت ایران و انگلیس ، شرکت بوتان را تأسیس نمود.

یک انتخاب مطمئن!

اصیل است، جسور است، پیشرو است، توانمن، ماندگار و برجسته است.

اخیرا مراسم صدمین سالگرد تولد محمود خلیلی، بنیانگذار شرکتی که ما آن را با برند بوتان می شناسیم  برگزار شد. در واقع مراسمی از این دست باعث می‌شود که جامعه بیشتر به نحوه تولید و توزیع یک کالا آن هم با چنین قدمتی ارج بگذارد.

منصوره خلیلی فرزند اول او که در سال‌های پایانی حیات پدر به جمع دست‌اندرکاران شرکت بوتان پیوست ، به رسم یادبود در صدمین سال تولد پدر کتابی به رشته تحریر درآورده که سرنوشت پر فراز و نشیب پدر را در آن منعکس می‌نماید.

نام : محمود، نام خانوادگی : خلیلی، تاریخ تولد : اردیبهشت 1284، محل تولد : تهران
 
آقا شیخ محمود خلیلی، فرزند شیخ رمضانعلی خلیلی، در خانواده‌ای پر جمعیت، کم بضاعت و سنتی در تهران متولد شد. او ابتدا تدریس می کرد ، اما معلمی‌ شغل آینده او نشد و وارد بازار کار شد.

او درطی زندگی پر فراز و نشیب خود ، از تعمیر ماشین‌های سنگین تا پر کردن باتری‌های ماشین و از حفاری تا وارد کردن پمپ پیرلس آمریکایی روزگار گذراند.  حتی رییس اداره کل برق تهران شد. زمانی گاو داری بزرگی راه‌اندازی کرد و بر هه ای کارخانه چینی‌سازی. اما هیچکدام نام او را ماندگار نکرد. تا زمانیکه با تاسیس شرکت گاز بوتان در سال‌های دهه چهل این نام جاودانه شد.

او به این اندیشه افتاد که حفاری را در مملکت توسعه بدهد، لذا وارد حوزه حفاری شد و جهت ماموریتی به خوزستان رفت و دید گازهایی می‌سوزد و در هوا اوج می‌گیرد. او بیش از سی سال است که به درود حیات گفته اما نام او همچنان ورد زبان‌های مردمان این دیار است.

 محمود خلیلی در سال‌های دهه چهل که به نحوی روند توسعه صنعتی نیز در ایران به تدریج شکل می‌گرفت هنگامی که کسی گاز را نمی‌شناخت ، موفق شد گاز را به منازل مردم برساند. او با دریافت امتیاز توزیع و عرضه گاز مایع از شرکت نفت ایران و انگلیس ، شرکت بوتان را تأسیس نمود.

او فوق‌العاده باهوش بود و از گیرایی بالایی برخوردار بود. بسیار دقیق بود و برای خیلی از کارهایی که قصد انجام آن را داشت از ماه‌ها قبل تحقیق و مطالعه می‌کرد.

 وی پیش از خوزستان، در سفری به آمریکا مشاهده کرد اجاق‌های تمیزی وجود دارد که بدون آنکه اطراف خود را کثیف کند با شعله‌های منظم و موازی غذا را در آن طباخی می‌کنند . از آن زمان ایده تولید لوازم خانگی گاز سوز را در سر می پروراند.

امروزه بوتان همچنان در زمره برترین برند ها ی ایرانی در زمینه آبگرمکن دیواری گازی، شوفاژ دیواری گازی ، کولر گازی و ... است.

  کیفیت، محیط زیست، نیروی انسانی و فعالیت های اجتماعی از اصلی ترین تعهدات بوتان است.

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:43 | لینک  | 

آشنایی با محمد رضا گرامی، بنیان گذار برند گلستان

همواره برای جلب رضایت مشتری به ارائه محصول با کیفیت در کنار تنوع و گستردگی اندیشیده ایم .


گلستان : برای زندگی امروز

نام : سید محمد رضا، نام خانوادگی : گرامی، محل تولد : یزد

در یک خانواده ی سنتی در استان یزد و در محله ی دریان نو متولد شد. در آن زمان ، پدرش کار  صادرات چای داشت و علاقه زیادی داشت که فرزندانش تحصیلات عالیه داشته باشند.  تا سن 16 سالگی در ایران بود و بعد از آن به خارج از کشور رفت و در رشته کامپیوتر مشغول به تحصیل شد.

 بعد از انقلاب درس را رها کرد و به ایران آمد و در رشته مدیریت بازرگانی به تحصیل پرداخت.

او  ابتدا کار تجارت و بازرگانی را با واردات شروع می کند ، سپس وارد عرصه تولید می شود. و مشکلات ناشی از تامین منابع ارزی او را به سوی صادرات پسته می کشاند.

 او در ادامه فعالیت ها یش، مرغداری سیمرغ را که بعد از انقلاب تعطیل شده بود به کارخانه چای گلستان تبدیل کرد و  با توجه به نیاز باراز به فکر تولید چای کیسه ای افتاد.

علاوه بر این فعالیتها ، در زمینه صنعت برنج و بسته بندی با کیفیت بالا نیز وارد شد و تا به امروز گلستان هم چنین درزمینه زعفران و ادویه جات، انواع کنسرو، دمنوش و غذا های آماده با موفقیت فعال است.

گلستان ، پس از نیم قرن تلاش همچنان می کوشد تا با کمک تجربیات اندوخته شده در این 50 سال کالاهایی قابل اعتماد و با کیفیت تولید نمایدو,بازار همچنان منتظر محصولات نو و با کیفیت آن  است.


نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:41 | لینک  | 

اگر جزو طبقه متوسط جامعه هستید و برای خرید یک دست کت‌وشلوار مردانه برنامه‌ریزی کرده‌اید ، بهترین مارک‌های تولید داخل را احتمالا  "هاکوپیان"،" گراد"، "ماکسیم" یا" ایکات" می دانید. اما به نظر می رسد نمی‌توانید از قیمت مناسب و تنوع محصول در کت‌وشلوارهای " گراد" چشم‌پوشی کنید.
گراد به چه معناست؟

"گراد" جامه‌ای بوده است که ایرانیان باستان بر تن می‌کرده‌اند .این نام باستانی را " محسن اصفهانیان" –مدیر عامل- برای این  برند برگزید.

نام: محسن اصفهانیان
سال تاسیس گراد: 1370
نام شرکت : گراد آفرین www.gerad.ir

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:35 | لینک  | 

آشنایی با بنیان گذار برند سیر و سفر

اتوبوسى در جاده موفقیت
سیر و سفر در خاطرات مردى، که «سیر و سفر» را راه انداخته، جذاب است . اوبیش از 4 دهه در این بخش فعالیت کرده است  و هنوز هم عاشق اتوبوس است به طورى که خانواده اش هم کیک تولد ۶۰ سالگى او را شبیه اتوبوس ساختند تا او همیشه با آرزویش هم آ وا باشد.
 خودش مى گویداز موقعى که محصل بوده مشق شب را روى میز شرکت مسافربرى انجام مى داده است.

نام : حسن، نام خانوادگی : مؤمنى، محل تولد : نائین، تاریخ تولد : 1326

« ...در مردادماه سال ۶۹، با توجه به شرایط بد اتوبوس های بین شهری، تصمیم گرفتم شرکت اتوبوس رانی با استانداردهای بهتر تاسیس کنم. بعد از تصمیم و چهار ماه و تلاش ، نهایتاً توانستم مجوز راه اندازى «سیر و سفر» را بگیرم . ولى شهردارى به ما  جا نمى داد. سر انجام  یک مغازه میوه فروشى با دو، سه متر جا در ترمینال شرق ، پیدا کردم و خواستم  تا پیش از اینکه اینجا راه بیفتد آن را برا یشروع کار اجاره کنم .به ما خندیدند و گفتند با دو متر جا مى خواهى چه کار کنى؟ گفتم: مى خواهم ثابت کنم که اگر کسى بخواهد کارى انجام بدهد با دو متر جا هم مى تواند انجام بدهد.

ما در تجهیز اتوبوس ها سعى کردیم از امکانات مناسب تر و بهترى استفاده کنیم، در عین حال نظم و انضباط خاصی هم  به کار بردیم. بعدها به ترمینال بیهقی رفتیم و اولین سرویس های نوروزی با ۱۰ دستگاه اتوبوس که  به پلاک هم نرسید و با پلاک موقت کار می کرد در مسیر های  مشهد، شیراز، اصفهان، رشت و تبریز آغاز بکار کرد....»
حسن مؤمنى در حال حاضر صاحب شرکت مسافربرى «سیر و سفر» و «رویال سفر ایرانیان» و همچنین سیر و سفر فرودگاه امام(ره) و سازنده اتوبوس هاى VIP است.

«مى شود گفت رمز موفقیت ما علاقه و پشتکار بوده است. در کارى که هدف و علاقه نباشد پیشرفت به وجود نمى آید. هر کسى در فعالیتى که انجام مى دهد باید هدفش این باشد که ایده تازه اى را به جلو ببرد و کار را به روز کند و کیفیت کارش را افزایش بدهد. در ضمن اگر در این سفره اى که پهن می شود  ۱۰ نفر هم دعایمان کنند کافى است.»

منبع: روزنامه ایران

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:47 | لینک  | 

شناختن میلیاردرهای ایرانی زیاد سخت نیست. به مدد افزایش قیمت مسکن ظرف چندسال گذشته هرکس بالاتر از خیابان انقلاب تهران،خانه داشته باشد باید او را جزو میلیاردرها به حساب آورد اما دراین میان هستند کسانی که نه فقط آزروی خانه ای که دارند،که از روی سهام و کارخانه و تولیدشان می شود فهمید که چقدر دارایی دارند.

http://www.tejaratnews.com/pooyasoftpublisher/storage/images/20110411144443gb-SAE_9804.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:47 | لینک  | 

كارآفريني
آغاز يك كسب‌وكار

بخش نخست
آيا با شرايط واقعي اداره يك كسب‌وكار كوچك آشنا هستيد؟ اگر پاسخ منفي است، به طور روشمند و تا حد ممكن به دنبال پيدا كردن نقاط قوت و ضعف كار باشيد. شايد دلتان مي‌خواهد همين حالا كار را شروع كنيد، اما به توصيه افراد حرفه‌اي بهتر است محتاط باشيد و براي جلوگيري از بروز اشتباه گام‌هايتان را كوچك‌تر برداريد.

بررسي كسب‌وكارهاي موجود
ابتدا مي‌توانيد با كساني كه در حال حاضر خوداشتغال هستند مشورت كنيد. بهترين افرادي كه مي‌توانيد به سراغشان برويد اعضاي خانواده و دوستان هستند، چرا كه با حوصله با شما حرف مي‌زنند، در مورد تجارب شخصي خود صريح‌تر صحبت مي‌كنند، در مورد پروژه شما بحث مي‌كنند و به شما مشورت كافي خواهند داد. تنها روي نكات مثبت متمركز نشويد- به هرگونه نقاط ضعف يا زنگ خطر دقت كنيد و در مورد آنها هر سوالي داريد بپرسيد. حتي شايد بعضي از خويشاوندان و دوستان آمادگي اين را داشته باشند كه به‌عنوان مشاور، شما را در مورد تمام مراحل اين فرآيند راهنمايي كنند.شما هر روز با افرادي در تماس هستيد كه كسب‌وكار خودشان را دارند. شايد اين افراد نتوانند بنشينند و با شما گپ بزنند، ولي اغلب خوشحال مي‌شوند به چند سوال شما پاسخ دهند و نظر كلي خود را در مورد خوداشتغالي با شما در ميان بگذارند. هنگام گفت‌وگو، به «لايه‌هاي پنهان» صحبت‌هاي اين افراد توجه كنيد. شما مشتري آنها هستيد، شايد آنها بخواهند شغل خود را براي شما موجه و خوب جلوه دهند يا شايد اين‌طور وانمود كنند كه از كسب‌وكارشان كاملا راضي هستند. حتي ممكن است درآمدشان را به شما بگويند (البته اگر مبلغ قابل توجهي باشد)، اما اغلب دوست ندارند درباره سود واقعي خود (كه دانستن آن براي شما بسيار مفيد است) حرفي بزنند.
براي آگاهي بهتر از نحوه اداره كردن يك كسب‌وكار، سعي كنيد از يك كسب‌وكار مشابه بازديد كنيد. اگر قصد راه‌اندازي كسب‌وكاري را داريد كه بازديد از آن براي عموم آزاد است (مانند فروشگاه، كافه، يا يك هتل كوچك)، اين كار به آساني امكان‌پذير خواهد بود. داخل اين اماكن برويد و به اطراف نگاه كنيد. كاركنان، مشتريان، دكور و كالاها را از نظر بگذرانيد. آيا در خودتان توانايي اداره همه اينها را مي‌بينيد؟ اگر پاسخ مثبت است، آيا چيزي هست كه بخواهيد به شيوه متفاوتي آن را اجرا كنيد؟ آيا از پذيرش مسووليت و كار روزانه لذت مي‌بريد؟ علاوه بر اين، درباره كارهاي پشت صحنه هم فكر كنيد.
اگر به دنبال كسب‌وكاري هستيد كه به دفتر كار يا يك واحد صنعتي نياز دارد، كسب چنين تجربه‌اي دشوارتر خواهد بود. ممكن است بعضي دفاتر يا واحدهاي صنعتي روزهايي را براي بازديد عموم اختصاص بدهند يا گاهي اوقات (مثلا در نمايشگاه‌ها) كار خود را خارج از دفتر اصلي انجام دهند. با استفاده از اين فرصت‌ها مي‌توانيد به اين مكان‌ها دسترسي پيدا كنيد. راه ديگر آن است كه به ديدن دوستاني برويد كه محل كارشان جايي شبيه به اينها است تا بتوانيد با ويژگي‌هاي واقعي كار ‌آشنا شويد.
مطالعه
مطالعه زندگينامه افراد موفق در كسب‌وكار اطلاعات ارزشمندي در اختيار شما مي‌گذارد. بيشتر افراد از صفر شروع كرده‌اند و در ابتدا به اداره يك كسب و كار كوچك مشغول بوده‌اند. شناخت آن دسته از ويژگي‌هاي شخصي افراد كه باعث دوام و پيشرفت كسب و كارشان شده بسيار آموزنده است. اغلب نمي‌توان نقش شانس و اقبال را ناديده گرفت، ولي شانس معمولا با ويژگي‌هايي مانند فرصت‌طلبي، پشتكار و سماجت براي رسيدن به موفقيت (و در بعضي موارد، با به كارگيري ايده‌هاي هوشمندانه و خلاق) همراه بوده است.
برخي ويژگي‌هاي شخصي
موسسه بين‌المللي GMS ويژگي‌هاي زير را براي موفقيت افرادي كه به خوداشتغالي روي مي‌آورند ضروري مي‌داند:
1- توانايي ارتباط رسانه‌اي به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با مشتريان بالقوه؛
2- انگيزه افزايش توانمندي‌ها، دانش و مهارت‌هاي فردي جهت ارائه خدمات بهتر و مشتريان فعلي؛
3- داشتن ظاهر آراسته، وضعيت جسماني مطلوب و حوصله كافي جهت برقراري ارتباط با ديگران؛
4- ارائه تبليغات كيفي با توجه به شرايط موجود جامعه و پرهيز از افراط؛
5- به روز بودن و توانايي انطباق با شرايط متغير؛
6- داشتن متانت و بالابودن آستانه تحمل؛
7- داشتن پشتوانه مالي قوي.
ملاحظات اقتصادي
وقتي كه در مورد راه‌اندازي كسب و كار شخصي مي‌انديشيد، يكي از مهم‌ترين جنبه‌هايي كه بلافاصله به ذهنتان مي‌رسد جنبه اقتصادي است. وقتي كسب‌و‌كاري را شروع مي‌كنيد خبري از حقوق ماهانه نيست و ممكن است براي تامين سرمايه كار جديد مجبور شويد همه پس‌انداز خود را يكجا خرج كنيد. ممكن است روز اول پر از شور و اشتياق و ايده باشيد، اما اگر پيش از اين در استخدام جايي بوده و درآمد مستمري داشته‌ايد، بايد بدانيد كه احتمالا شرايط مالي شما نسبت به گذشته بدتر خواهد شد.وقتي دو نفر قصد راه‌اندازي يك كسب و كار را دارند، بهتر است شرايط را طوري فراهم كنند كه يكي از آنها درآمد منظم و تضمين شده خود را حفظ و ديگري براي راه‌اندازي كسب و كار جديد تلاش كند. با اين روش همواره درآمد پيش‌بيني شده‌اي وجود دارد كه با آن مي‌توان هزينه‌هاي زندگي و هزينه‌هاي جاري را تامين كرد. اينكه آيا كسب‌وكار جديد به حدي رسيده كه بتواند هر دوي آنها را تامين كند يا خير در آينده مشخص خواهد شد. اين يكي از شيوه‌هاي معمول آغاز كار است.
منبع: كتاب راه‌اندازي و توسعه كسب و كار ترجمه محمود اميني

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 0:22 | لینک  | 

زيستن ,زيباترين مفهوم در زندگي!
اگر احساس سرخوشي نداريد، بايد سرمنشأ خستگي‌ها و بي‌حوصلگي‌هاي خود را دريابيد؛ جهت اين‌كار در وهله‌ي نخست، رويكرد و نگاه خود را شناخته و در راستاي تغيير آن اقدام كنيد،

اگر احساس سرخوشی ندارید، باید سرمنشأ خستگی ها و بی حوصلگی های خود را دریابید؛ جهت این کار در وهله ی نخست، رویکرد و نگاه خود را شناخته و در راستای تغییر آن اقدام کنید، سپس الگوهای عملی- کاربردی خود که با توجه به تغییر نگرش تان آماده ی تحول اند را زیرورو کنید (کاری بسیار مشکل اما امکان پذیر است). در این مقاله می خواهیم دیوارهایی که با خود، کدری و دلتنگی به همراه داشته را فرو ریزیم و جهانی شاداب تر بنا نهیم.

به راستی چه کسی گفته که باید مانند دیگران باشید؟ چه کسی گفته که دیگران باید مانند شما باشند؟ نه، آن کار را بکنید و نه این کار را، بلکه به دیگران احترام بگذارید اما مانند خودتان باشید، از کلیشه های دیکته شده بیرون آیید، اصول و حدود تعریف شده و قانونمند را مراعات کنید تا این که به هیچ کسی اجازه ندهید که به حیطه ی شخصی- شخصیتی شما تعرض کند:

- برای خودتان زندگی کنید و با معیارهای خود دمخور باشید و از این که براساس خودخواهی ها و تنگ نظری های دیگران حتی مورد نفرت قرارگیرید، ناراحت نباشید.

- دیوارهای خستگی و فرمایشی و مأیوس کننده را بشکنید، حتی اگر لازم شد خودتان را نیز بشکنید و از نو بسازید؛ طوری خود را بسازید که هم دوست داشته شوید و هم دوست بدارید، هم محترم باشید و هم محترمانه (با دیگران) رفتار کنید، خستگی های وجودتان را به در کنید و راه شادمانه زیستن را برگزینید.

- در راه شادمانی، از به حقارت کشیدن خود به در آیید و از گله مندی های کوچک و کم اهمیت صرف نظر کنید. سعی کنید هرگز چیزهای کوچک و پیش پاافتاده را نبینید؛ به ویژه در برابر کسانی که از پرواز چیزی نمی دانند اما این طور وانمود می کنند که استاد پروازند، نه کم بیاورید و نه اوج بگیرید، زیرا «برای آنان که از پرواز چیزی نمی دانند، هرچه بیش تر اوج بگیری، کوچک تری!»

بدون کم ترین دغدغه و دلواپسی، شادمانی را بخشی از زندگی خود کنید، هرچند غم و اندوه نیز جزئی از زندگی ست اما به آن بهای کم تری بدهید؛ به گریه و زاری، دل گرفتگی، سوگ و غصه اجازه ندهید بیش از سهم خود، شما را دربر گیرد چرا که شادی، هسته ی مرکزی زندگی و غم و اندوه، یکی از هاله های پیرامونی آن است.

- به هرچیزی که وسیله ی آرامش است، بیش تر بها دهید و آن چه که شما را می آزارد، یا درست کنید یا از خود دورسازید. اگر کارتان آزارتان می دهد، آگاهانه و با درایت، در صدد یافتن کار مورد علاقه تان باشید. اگر دوست تان سبب رنج تان می شود، قاطع و باشهامت از او دست بکشید و درپی یافتن دوستانی دیگر باشید؛ دوستانی که راحت تر و عمیق تر همدیگر را درک کرده و به هم صمیمانه و روراست احترام می گذارند. اگر همسایه تان شما را می آزارد، تمامی ارتباطات تان را با او قطع کنید؛ هرکس هرطور که می خواهد، فکر کند. همیشه و در همه جا اصل، خودتان هستید؛ در بازی زندگی، آن کس که نقش اصلی را بازی می کند، خودتان هستید نه هیچ کس دیگر، پس به هیچ کس اجازه ندهید زندگی تان را به روزمرگی، تکرار و پوچی بکشاند.

- هرلحظه از زندگی، به قدری ارزشمند و گران بهاست که اگر حتی جانت را برایش بدهی، بازهم کم است و همین است که در اوج ایثار و اقتدار و دگر دوستی به این نتیجه می رسی که:

آن قدر زیباست این بی بازگشت کز برایش می توان از جان گذشت

- هرچه بیش تر شادباشی، درنتیجه بیش تر به زندگی دلبستگی خواهی داشت؛ آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا این قدر زندگی تان را دوست دارید؟ زیرا زیباست؛ پس دوستش بدارید اما مواظب باشید که به خاطرش، به پیش پاافتادگی کشیده نشوید.

- بابت مشکلات و خطاهایی که مرتکب می شوید، نه بترسید و نه کم بیاورید؛ خطا جزئی از زندگی ست اما تداوم و تکرار آن، خانمان برانداز و فاجعه انگیز است.

- از تکانش های زندگی و چالش های آن غافل نشوید، زیرا عشق به زندگی و زیستن، در گرو هیجانات آن است. مخاطرات زندگی، از لذت و دلچسبی خاص خود برخوردار است. زندگی پرهیجان، به گونه ای ست که هرروز، هزاربار به پایان می رسی و باز از نو شروع می کنی. در زندگی پرچالش، ارزش سرخوشی و عشق، از نوعی دیگر است؛ هر لحظه ویژگی ها، شادی ها و غم های خاص خود را دارد.

- تفاوت افراد شاد و سرخوش، با افراد دل گرفته و دائم الغم، در این ست که جهان را به گونه ای متفاوت و بازاندیشانه نگاه می کنند؛ این گونه افراد:

خود را بدهکار دنیا دانسته، نه طلبکار از هرکس و هرچیز.

خود و دنیا را ارزشمند دانسته و دوست می دارند.

از توان تأثیرگذاری خوبی بر حوادث پیرامون خود برخوردارند.

بر خود مسلطند.

در مواقع ضروری و اجتناب ناپذیر، نه تنها افراد نزدیک را، که دنیا را به مبارزه می طلبند.

از اعتمادبه نفس و تعهد نسبت به خود و دیگران برخوردارند.

چیزی به نام «شکست» را نپذیرفته و معتقدند که هر رویدادی، نتیجه ی یک سری فعالیت ها ست که اگر به نتایج مورد نظر بینجامد، «موفقیت» و در غیر این صورت «شکست» نامیده می شود.

بنابراین، آن گاه که بتوانید فکر و اندیشه کنید، می توانید الگوهای تان، باورهای تان و سپس رفتار و عملکردتان را دچار تغییر و تحول سازید و آن گاه که توانستید چنین کنید، قادر خواهید بود که همه ی زندگی تان را تغییر دهید. اگر کسی بتواند باورهایش را به درستی سازماندهی کند، به راحتی به خودکنترلی رسیده و درنتیجه، مطابق میل خود، به تقویت نقاط قوت اش پرداخته و درنهایت، قدرتمندانه عشق می ورزد، عمیقاً شاد است و آگاهانه دوست می دارد.

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:26 | لینک  | 

زيستن ,زيباترين مفهوم در زندگي!
اگر احساس سرخوشي نداريد، بايد سرمنشأ خستگي‌ها و بي‌حوصلگي‌هاي خود را دريابيد؛ جهت اين‌كار در وهله‌ي نخست، رويكرد و نگاه خود را شناخته و در راستاي تغيير آن اقدام كنيد،

اگر احساس سرخوشی ندارید، باید سرمنشأ خستگی ها و بی حوصلگی های خود را دریابید؛ جهت این کار در وهله ی نخست، رویکرد و نگاه خود را شناخته و در راستای تغییر آن اقدام کنید، سپس الگوهای عملی- کاربردی خود که با توجه به تغییر نگرش تان آماده ی تحول اند را زیرورو کنید (کاری بسیار مشکل اما امکان پذیر است). در این مقاله می خواهیم دیوارهایی که با خود، کدری و دلتنگی به همراه داشته را فرو ریزیم و جهانی شاداب تر بنا نهیم.

به راستی چه کسی گفته که باید مانند دیگران باشید؟ چه کسی گفته که دیگران باید مانند شما باشند؟ نه، آن کار را بکنید و نه این کار را، بلکه به دیگران احترام بگذارید اما مانند خودتان باشید، از کلیشه های دیکته شده بیرون آیید، اصول و حدود تعریف شده و قانونمند را مراعات کنید تا این که به هیچ کسی اجازه ندهید که به حیطه ی شخصی- شخصیتی شما تعرض کند:

- برای خودتان زندگی کنید و با معیارهای خود دمخور باشید و از این که براساس خودخواهی ها و تنگ نظری های دیگران حتی مورد نفرت قرارگیرید، ناراحت نباشید.

- دیوارهای خستگی و فرمایشی و مأیوس کننده را بشکنید، حتی اگر لازم شد خودتان را نیز بشکنید و از نو بسازید؛ طوری خود را بسازید که هم دوست داشته شوید و هم دوست بدارید، هم محترم باشید و هم محترمانه (با دیگران) رفتار کنید، خستگی های وجودتان را به در کنید و راه شادمانه زیستن را برگزینید.

- در راه شادمانی، از به حقارت کشیدن خود به در آیید و از گله مندی های کوچک و کم اهمیت صرف نظر کنید. سعی کنید هرگز چیزهای کوچک و پیش پاافتاده را نبینید؛ به ویژه در برابر کسانی که از پرواز چیزی نمی دانند اما این طور وانمود می کنند که استاد پروازند، نه کم بیاورید و نه اوج بگیرید، زیرا «برای آنان که از پرواز چیزی نمی دانند، هرچه بیش تر اوج بگیری، کوچک تری!»

بدون کم ترین دغدغه و دلواپسی، شادمانی را بخشی از زندگی خود کنید، هرچند غم و اندوه نیز جزئی از زندگی ست اما به آن بهای کم تری بدهید؛ به گریه و زاری، دل گرفتگی، سوگ و غصه اجازه ندهید بیش از سهم خود، شما را دربر گیرد چرا که شادی، هسته ی مرکزی زندگی و غم و اندوه، یکی از هاله های پیرامونی آن است.

- به هرچیزی که وسیله ی آرامش است، بیش تر بها دهید و آن چه که شما را می آزارد، یا درست کنید یا از خود دورسازید. اگر کارتان آزارتان می دهد، آگاهانه و با درایت، در صدد یافتن کار مورد علاقه تان باشید. اگر دوست تان سبب رنج تان می شود، قاطع و باشهامت از او دست بکشید و درپی یافتن دوستانی دیگر باشید؛ دوستانی که راحت تر و عمیق تر همدیگر را درک کرده و به هم صمیمانه و روراست احترام می گذارند. اگر همسایه تان شما را می آزارد، تمامی ارتباطات تان را با او قطع کنید؛ هرکس هرطور که می خواهد، فکر کند. همیشه و در همه جا اصل، خودتان هستید؛ در بازی زندگی، آن کس که نقش اصلی را بازی می کند، خودتان هستید نه هیچ کس دیگر، پس به هیچ کس اجازه ندهید زندگی تان را به روزمرگی، تکرار و پوچی بکشاند.

- هرلحظه از زندگی، به قدری ارزشمند و گران بهاست که اگر حتی جانت را برایش بدهی، بازهم کم است و همین است که در اوج ایثار و اقتدار و دگر دوستی به این نتیجه می رسی که:

آن قدر زیباست این بی بازگشت کز برایش می توان از جان گذشت

- هرچه بیش تر شادباشی، درنتیجه بیش تر به زندگی دلبستگی خواهی داشت؛ آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا این قدر زندگی تان را دوست دارید؟ زیرا زیباست؛ پس دوستش بدارید اما مواظب باشید که به خاطرش، به پیش پاافتادگی کشیده نشوید.

- بابت مشکلات و خطاهایی که مرتکب می شوید، نه بترسید و نه کم بیاورید؛ خطا جزئی از زندگی ست اما تداوم و تکرار آن، خانمان برانداز و فاجعه انگیز است.

- از تکانش های زندگی و چالش های آن غافل نشوید، زیرا عشق به زندگی و زیستن، در گرو هیجانات آن است. مخاطرات زندگی، از لذت و دلچسبی خاص خود برخوردار است. زندگی پرهیجان، به گونه ای ست که هرروز، هزاربار به پایان می رسی و باز از نو شروع می کنی. در زندگی پرچالش، ارزش سرخوشی و عشق، از نوعی دیگر است؛ هر لحظه ویژگی ها، شادی ها و غم های خاص خود را دارد.

- تفاوت افراد شاد و سرخوش، با افراد دل گرفته و دائم الغم، در این ست که جهان را به گونه ای متفاوت و بازاندیشانه نگاه می کنند؛ این گونه افراد:

خود را بدهکار دنیا دانسته، نه طلبکار از هرکس و هرچیز.

خود و دنیا را ارزشمند دانسته و دوست می دارند.

از توان تأثیرگذاری خوبی بر حوادث پیرامون خود برخوردارند.

بر خود مسلطند.

در مواقع ضروری و اجتناب ناپذیر، نه تنها افراد نزدیک را، که دنیا را به مبارزه می طلبند.

از اعتمادبه نفس و تعهد نسبت به خود و دیگران برخوردارند.

چیزی به نام «شکست» را نپذیرفته و معتقدند که هر رویدادی، نتیجه ی یک سری فعالیت ها ست که اگر به نتایج مورد نظر بینجامد، «موفقیت» و در غیر این صورت «شکست» نامیده می شود.

بنابراین، آن گاه که بتوانید فکر و اندیشه کنید، می توانید الگوهای تان، باورهای تان و سپس رفتار و عملکردتان را دچار تغییر و تحول سازید و آن گاه که توانستید چنین کنید، قادر خواهید بود که همه ی زندگی تان را تغییر دهید. اگر کسی بتواند باورهایش را به درستی سازماندهی کند، به راحتی به خودکنترلی رسیده و درنتیجه، مطابق میل خود، به تقویت نقاط قوت اش پرداخته و درنهایت، قدرتمندانه عشق می ورزد، عمیقاً شاد است و آگاهانه دوست می دارد.

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 2:26 | لینک  | 

مشاغل درآمدزا در اوقات فراغت!
بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند

بسیاری از مردم در عین حالی که درآمد نسبتا خوبی دارند باز هم به دنبال راههایی برای کسب در آمد بیشتر هستند. اما بیشتر افراد به خاطر خانواده شان نمی توانند شغل دومی داشته باشند زیرا رسیدگی به خانواده خود نوعی از وظایف است اما داشتن یک شغل کوچک و نه وقت گیر، علاوه بر داشتن درآمد می تواند نوعی سرگرمی محسوب شود که در بعضی اوقات خانواده هم می توانند سهمی در انجام آن داشته باشند.

در اینجا به بعضی از این مشاغل اشاره می کنم :

فروش کلکسیون ها و مجموعه های زیبا : از کتابهای قدیمی و خواندنی گرفته تا خرس ها تدی، از تمبر گرفته تا موجموعه های صوتی. مهم این است که با مجموعه ای که داریم آشنا بوده و مشخصات آنرا بدانیم.

ملک یابی (واسطه گری در ملک و املاک) : می توانیم با پیدا کردن آپارتمانهای اجاره ای و یا فروشی از طریق بنگاهها، روزنامه ها و … برای افراد جویای منزل قدمی برداشته باشیم.

پرستاری کودک : افراد پر مشغله همیشه به دنبال پرستار خوب برای کودک خود هستند. این راه کمی دشوار ولی پر درآمد است.

خطاطی و طراحی : خطاطی برای کارتهای عروسی، عزا و مراسم مختلف . همچنین می توان سفارش طراحی لوگو گرفت و با خلاقیت خود بازی کرد.

انجام خدمات شخصی افراد : بسیاری از مردم (بخصوص تجار) حتی فرصت بیرون آمدن از منزل خود را در ساعات روز ندارند. می توان امور بانکی، سفارشات، رسیدگی به مطالبات و … را در قبال گرو گذاشتن سند و … برایشان انجام داد.

باربری با اتومبیل : این کار فقط با وانت ممکن است. چه بسا افرادی که در کنار خیابان ساعتها منتظر وانت می ایستند.

مشاوره : این کار کمی تخصص نیاز دارد که معمولا ما اسیایی ها سرشار از تخصص در امر مشاوره و پرحرفی هستیم. مشاوره در ازدواج، شغل، خرید و فروش و …

برنامه ریزی وعده های غذایی : با کمی جستجو و تحقیق می توان یافت که کدام غذاها کالری، چربی، کربوهیدرات، فیبر و … بیشتر و یا کمتری دارند. سپس می توان با یک تبلیغ کوچک با مضمون “طراحی وعده های غذایی به منظور چاقی یا لاغری” برای خود مشتری جذب کرد.

تولید صیفی جات در منزل : با داشتن یک حیات کوچک و کمی دقت و حوصله می توان انواع سبزیجات و صیفی جات از جمله گوجه فرنگی و خیار و بادمجان و … را در منزل چه در زمستان و چه در تابستان به عمل آورد و آنها را فروخت. آموزش موسیقی : اگر شما در نواختن یک نوع ساز مهارت دارید، میتوانید آنرا به دیگران اموزش داده و علاوه بر پیشرفت خود، درآمد ناچیزی هم داشته باشید.

ارائه مقاله به مجلات و روزنامه ها : با مطالعه دقیق و تحقیق بر روی موضوعی خاص، می توان آنرا به مجلات و روزنامه ها فروخت . این کار علاوه بر درامد زا بودن به علم و اگاهی ما نیز اضافه می کند.

برف روبی : این کار اگر جنبۀ آبرو را کنار بگذاریم. کار در آمد زایی محسوب می شود. علاوه بر ورزش در روزهای سرد، لذت برف بازی را نیز می چشیم. (من خودم پدر و پسری را که صاحب رستورانی بودند در حال برف روبی منزل دیگران دیدم!)

آچار فرانسه منزل : می توان با مقداری ابزار امور برق یا نصب کولر و یا راه اندازی شوفاژ را به عهده گرفت. بسیاری از مردم به افرادی نیاز دارند تا پیچ جالباسی منزل آنها را ببندند! در ایام تابستان هم همانطور که دیده ایم سوپر مارکتی محل تابلوی “نصب و سرویس کولر” خود را جلوی یخچالش قرار می دهد.

وب هاستینگ، فروش فضای اینترنی : این کار کمی تخصص در اینترنت نیاز دارد ولی کار پر درآمدی محسوب می شود اما کیفیت را نمی توان نادیده گرفت (من خودم همیشه از شرکت های معتبر که سایر شرکتهای دولتی با آنها کار میکنند کار خرید می کنم).

باغبانی : شغلی پر درآمد در ایام تابستان است که باعث باز شدن روحیه و آشنا شدن با خانواده های مثبت نظر می شود. ابزار لازم هم یک عدد بیلچه، یک عدد قیچی باغبانی، و در صورت نیاز یک عدد اره درختی. طراحی و فروش زمینه های وبلاگ و وبسایت : با کمی وقت گذاشتن، می توان طراحی های فوق العاده ای پدید آورد. همچنین نرم افزار هایی این امور را انجام می دهند.

پشتیبانی و انجام امور کامپیوتری : با تهیه چندین عدد سی دی شامل سیستم عامل های مختلف و نرم افزارهای پرکاربرد و همچنین درایورهای مختلف می توان یک مهندس کامپیوتر شد!

طراحی سوالات امتحانی : این کارف یک کار بسیار بسیار مفید است. علاوه بر آسان کردن کار اساتید و معلمان در رده های مختلف، از خود یک استاد در زمینه درسهای گوناگون خواهیم ساخت . همچنین می توان نمونه سوالات امتحانی را در اینترنت فروخت.

فروش کتابهای الکترونیک : کتابهای الکترونیک امروزه کاربردهای بسیاری دارند. حتی بسیاری از کتابهایی که در بازار عرضه نمی شود و یا فروش آن تمام شده است را می توان در اینترنت یافت.

بازاریابی :

این کار که ید طولایی در میان شغل دومی ها دارد خود نوعی شغل اول حساب شده و در صورت داشتن پشتکار می تواند درآمد بسیاری داشته باشد.

ساخت صنایع دستی :

از جمله می توان به انواع گلدوزی، بافتنی، سبدبافی، کاربا چوب، کنده کاری، رنگ آمیزی و… اشاره کرد.

آرایگشری در منزل : می توان در منزل همه کارهای یک آرایشگاه را انجام داد. البته کمی هنر و طرافت نیاز دارد. همچنین یک دوره آموزش آرایشگری بخصوص برای بانوان.

رزومه نویسی : این هم که دغدغۀ بسیاری از افراد جویای کار است که رزومه نویسی را یاد نداشته و یا اصلا نمی دانند رزومه نویسی چیست.

تعمیر اسباب بازیهای خراب : این کار نه تخصص می خواهد و نه ابزار زیاد. بسیاری از اسباب بازی ها به دلیل ضربه خوردن و عدم استفاده درست توسط بچه ها با قطع یک سیم معمولی از کار می افتند. همچنین با تعویض یک آرمیچر کوچک می توان یک آدم آهنی بزرگ را نجات داد!

ساخت عروسک : با تهیه مواد اولیه عروسک سازی، یک کارخانه عروسک سازی را در منزل میتوان برپا کرد.

بازسازی تصاویر قدیمی : این کار که این روزها دیگر از دست هر آماتوری بر می آید، کاری وقت گیر و در عین حال درآمدزاست. بسیاری از مردم برای تصاویر قدیمی خود ارزشی بیشتر از تصاویر جدید قائلند.

تایپ متون مختلف : بهترین کار برای خانمهای خانه دار است که از وقت خود نهایت استفاده را ببرند. پس از یک یا دوهفته سرعت دست تا ۱ صفحه در دقیقه افزایش خواهد یافت.

دراینجا به بعضی از کارهایی که در اوقات فراغت می توان انجام داد اشاره گردید. در صورتیکه شما نیز دراینباره نظری دارید و یا ایده ای سازنده، می توانید در قسمت نظرات عنوان فرمایید.

نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:44 | لینک  | 

اسرار هفتگانه راهبري كسب و كار درعصر جديد
راهبري يعني گفتن اين كه كاركنان چه كاري بايد انجام دهند . كاركنان به مدير به چشم يك قهرمان نگاه مي كنند .

آیا تا به حال توجه کرده اید که در هر فرهنگی تمایل براین است که اطراف خودمان را برای پیدا کردن راهبر جستجو کنیم ؟ این یک ضعف است . آیا زمان آن فرا نرسیده است که درون خودمان را جستجو کنیم تا ببینیم چگونه در قرن بیست ویکم می توانیم خود راهبری باشیم که می­خواهیم و به آن نیاز داریم ؟ من فکرمی کنم قطعاً رسیده است .

راهبری یعنی گفتن این که کارکنان چه کاری باید انجام دهند . کارکنان به مدیر به چشم یک قهرمان نگاه می کنند . مدیران در پیشبرد اهداف لازم اند تا مسائل پیش آمده را حل کنند،چون به تخصص تکنیکی آن ها نیاز است و می دانند چگونه از پس کارها برآیند.آن ها باید توان این را داشته باشند تا کشتی را در امواج خروشان به پیش ببرند! الگوهای سنتی کسب و کار در دنیای امروز به کار نمی آیند. امروزه همزمان با فرسایش الگوهای عصر صنعتی، قدرت ازفروشندگان به خریداران منتقل شده است. راهبری کسب وکار امروزه به یک استاد شعبده بازی و یک شنونده دلسوز نیاز دارد. او باید در امور کسب وکار فهیم ، دارای قدرت درک شهودی باشد .راهبران باید بتوانند انرژی انسانی را به حرکت درآورده،آن را تنظیم کنند و به سوی یک هدف مشترک که همانا ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری است جهت دهند تا یک شرکت سودده ایجاد کنند. شرکت هایی که مراتب بالا تری از رضایت مشتری و کارمند را دارا هستند .

من معتقدم در قرن بیست و یکم برای راهبران کسب وکار موفق هفت ویژگی وجود دارد :۱) تفکر خلاق انیشتین گفت " جهانی که خلق کرده ایم حاصل طرز تفکر ماست " . هیچ چیز در آینده بدون روش های بنیادی نو اندیشی تغییر نخواهد کرد . اگر بخواهیم دنیای جدیدی خلق کنیم ابتدا باید تفکر خود و زمینه های فکریمان را تغییر دهیم ٪٨٠ مردم واکنشی فکر می کنند. آن ها زحمت می کشند تا چیزی را برطرف کنند. (معمولاً یک مشکل را ! ) ٪٢٠ دیگر متفکران خلاق هستند آن ها عمل می کنند تا چیزی را به وجود آورند. (خلق کنند). متفکران خلاق از پرسش" چه امکانی وجود دارد ؟ "ترقی می کنند . متفکران واکنشی می پرسند " چه چیزی اشتباه است ؟ یا "چه کسی را باید سرزنش کرد؟ " متفکران واکنشی در واکنش و پاسخ به محیط زندگی می کنند . متفکران خلاق فراتر از محیط می روند .

۲) مهارت بعدی برای راهبرکسب وکار، آمادگی برای تحول است شخصی که آمادگی تغییر دارد، از تحول استقبال می کند. آن­ها مراحل تغییر و چگونگی اثرآن را بر اغلب کارکنان می دانند و در دخیل کردن کارکنان درآن، مهارت دارند . برخی از کارکنان در برابر تغییر مقاومت می­کنند زیرا آن­ها را مجبور می­کند از گوشه دنج خود بیرون آیند. یک راهبر می داند چگونه کارکنان را از کنج راحت خود با بزرگی و احترام بیرون آورد. او به افراد کمک می­کند به درک مشترکی از گذشته برسند و علت تغییر را دریابند. سپس با ارائه تصویری مثبت از آینده، از طریق فعالیت هایی که همه با آن موافق باشند، آن ها را در جهت درست حرکت می دهد

۳) یک راهبر، معمار چشم اندازهای دور استاین وظیفه ابتدایی اوست تا محیط پویایی را بسازد که فرهنگ نامیده می­شود. فرهنگ روح تعهد است. راهبر یک فرهنگ پیشه­ی ماهر است . او پیکره محیطی را می­تراشد. کارکنان را تحریک ، تشویق و دعوت می کند تا بهتر از آنچه می توانند باشند . راهبر معمار می داند که توانایی خلق محیطی مغذی و چالش بر انگیز برای رشد کارکنان بسیار مهم تر از هر توانایی تکنیکی دیگری است .

۴) پیشرفت مداومراهبر امروزی به طورمنظم با عقاید کهنه به چالش برمی خیزد و نسبت به یادگیری و اعمال آن آموخته ها در دنیای واقعی پر شور و با حرارت است. او معمولاً سؤال مورد علاقه مرا می پرسد " چه کسانی چیزی را متفاوت از آنچه که برای من معمول است، انجام می دهند و چه چیزی می توانم از آن ها بیاموزم ؟ "

۵) راهبر جدید با اصالت استاین که شما چه کسی و چگونه هستید به اندازه آنچه می دانید مهم است. خودتان را در بالاترین استاندارد ها نگه دارید. چیزی را که از خود انتظار ندارید از دیگران توقع نداشته باشید. دوستدار حقیقت باشید و حقیقت را بگویید. محترم ترین راهبران آنانی هستندکه در تمام کارهایشان راستگو، بی­پرده و شفاف اند .

۶) مربییک راهبر باید مربی باشد و نه یک توصیه گر . او باید فضا را برای اتفاقاتی که می افتد باز بگذارد. گفته می­شود وقتی راهبران به وظیفه خود به درستی عمل کنند کارکنان باور می کنند که کار را خودشان انجام داده اند. راهبران باید به کارکنان کمک کنند تا به مسائل از زاویه دیگری نگاه کنند، سؤالاتی را مطرح نمایند که کارکنان به یادگیری تشویق شوند.

۷) راهبر یک انسان دور اندیش استبه وضوح مستند است که راهبران دور اندیش در بسیج پتانسیل بشری موفق هستند. یک دوراندیش برای جهت­مندی انرژی ها، مرکزیت ایجاد میکند. اهداف واضح با چارچوب معین کارکنان را به تصمیم گیری و تلاش وا می­دارد. امروزه نیاز به شیوه ی جدید در راهبری به طور مشخص احساس می شود . به سبک وسیاق خودتان به دقت بنگرید و ببینید آیا برای زندگی و راهبری در قرن بیست و یک آماده هستید یا نه .

منبع :
نوشته شده توسط میرکریم مجیدی در ساعت 1:36 | لینک  |